دوازده و سیزده فروردین




در تقویم رسمی ایران روز «دوازده فروردین» به «روز جمهوری اسلامی» [1] و روز «سیزده فروردین»به «روز طبیعت» [2] نام گذاری شده است.

دلیل نام گذاری ۱۲ فروردین به روز جمهوری اسلامی آن است که در «۱۲ فروردین ۱۳۵۸ هجری شمسی» پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ، به دستور امام خمینی (قُدِّسَ سِرُّهُ الشَریف) انتخاباتی برگزار گردید و ثمره مبارزات ضد سلطنتی و طاغوتی و شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، ملت ایران به بار نشست و با رای اکثریت قاطع ( ۹۸.۲‌ درصدی ) مردم، نظام سیاسی کشور پس از قرنها از نظام سلطنتی به نظام جمهوری اسلامی تغییر یافت.

امام خمینی (قُدِّسَ سِرُّهُ الشَریف) در مورد این روز فرمودند : «صبحگاه ۱۲ فروردین که روز نخستین حکومت الله است، از بزرگترین اعیاد مذهبی و ملی ماست. ملت ما باید این روز را عید بگیرند و زنده نگه دارند. روزی که کنگره های قصر ۲۵۰۰ سال حکومت طاغوتی فرو ریخت، و سلطه شیطانی برای همیشه رخت بربست و حکومت مستضعفین که حکومت خداست به جای آن نشست ...

من از دولتها می خواهم که بدون وحشت از غرب و شرق، با استقلال فکر و اراده، باقیمانده رژیم طاغوتی را که آثارش در تمام شئون کشور ریشه دارد پاکسازی کنند، و فرهنگ و دادگستری و سایر وزارتخانه ها و ادارات که با فرم غربی و غربزدگی به پا شده است به شکل اسلامی متحول کنند، و به دنیا عدالت اجتماعی و استقلال فرهنگی و اقتصادی و سیاسی را نشان دهند. از خداوند تعالی عظمت و استقلال کشور و امت اسلامی را خواستارم.»[3]

دلیل نام گذاری ۱۳ فروردین یا «سیزده به در»  به روز طبیعت نیز عرف مردم ایران است، که در این روز به دامان طبیعت روی می آورند.

در مورد ۱۳ بدر باید دانست، عده ای علت خروج از منزل را در این روز، نحس بودن «عدد سیزده» می دانند که این مسئله به هیچ وجه نزد عقل و اسلام مورد تائید نیست و البته بدلیل آنکه مولای متقیان امام علی (صلواتُ اللهِ و سلامُه علیهِ) در ۱۳ رجب [4] متولد گردیده است، اتفاقا این عدد نزد شیعیان یاد آور حضرت و برکات ایشان است.

از نظر دین مبین اسلام، تفریح و استفاده از طبیعت مورد تائید و توصیه قرار گرفته شده است، رسول گرامی اسلام (صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم) در باب لزوم تفریح می فرماید : «فَاِنَّ هذِهِ السّاعَهَ عَوْنٌ لِتِلْکَ السّاعاتِ وَ اسْتِجامٌ لِلْقُلُوب ؛ .... ساعت تفریح و سرگمى کمکى است براى ساعت هاى  سایر برنامه ها و آرامش و آسایشى است براى قلب ها.»[5]

امیرالمومنین امام علی (صلواتُ اللهِ و سلامُه علیهِ) نیز در مورد استفاده از طبیعت می فرماید : «النَّظَرُ إلَی الخُضرَةِ نُشرَةٌ نگاه کردن به سبزه، موجب شادابی است.»[6] و همچنان امام صادق (صلواتُ اللهِ و سلامُه علیهِ) می فرماید : «نگریستن به گل های رنگارنگ و درختان سرسبز و خرم، چنان لذتی به آدمی می بخشد که هیچ لذتی را با آن برابر نمی توان کرد.» [7]

دین مبین اسلام همانگونه که توصیه به استفاده از طبیعت نموده است، بر حفظ طبیعت نیز فرمان داده است ، پیامبر اسلام (صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم) می فرماید : «هرکس درخت نیازمند به آب را سیراب کند، گویا انسان مومن تشنه را سیراب کرده است» [8] و علاوه بر دستور به حفظ طبیعت ، تخریب آن نیز مورد نهی اسلام قرار گرفته شده است، رسول گرامی اسلام (صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم) می فرماید: «هرکس بی جهت درختی را قطع کند خدا سرش را در آتش فرو می برد.» [9]  پس در نتیجه باید هنگام حضور در طبیعت از آن نیز محافظت نمائیم.

پی نوشت:
[1]. شورای مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران
[2]. همان
[3]. صحیفه امام ج6 ص452
[4]. الارشاد ج1ص5
[5]. وسائل الشیعه ج16،ص97
[6]. نهج البلاغه حکمت 400
[7]. توحیدالمفضل ص154
[8]. تفسیر العیاشی ج2 ص86
[9]. بحار الانوار ج63 ص113
----------------------------------
مطالعه بیشتر در:
روز جهوری اسلامی
روز طبیعت


ادامه مطلب...
۰ نظر
مجتبی کلانتری

سال نو مبارک




سال نو مبارک

امام صادق (علیه‌السلام) به معلی بن خنیس که در روز نوروز خدمت ایشان رسید- آیا می‌دانی امروز چه روزی است؟
معلی گوید: عرض کردم: فدایت شوم، این نوروزی است که ایرانیان آن را گرامی می‌دارند و در آن به یکدیگر هدیه می‌دهند.
امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: سوگند به آن خانه‌ی کهن که در مکه است، این روز یک ریشه‌ی کهن دارد که من برایت توضیح می‌دهم تا آن را بدانی...
ای معلّی! روز نوروز، همان روزی است که خداوند در آن از بندگان پیمان گرفت تا او را بپرستند و چیزی را شریک او قرار ندهند و به فرستادگان و حجت‌های او و به امامان علیهم السلام ایمان بیاورند. نوروز نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد... هیچ نوروزی نیست مگر این که ما در آن روز منتظر فرج هستیم؛ زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست. ایرانیان آن را حفظ کردند و شما آن را از دست نهادید... نوروز نخستین روز از سال ایرانیان است. آنان در حالی که تعداشان سی هزار نفر بود زنده ماندند و زندگی کردند و ریختن آب در نوروز سنت شد...

منبع: میزان الحکمه، ج۹، ص۴۳۰۳ به نقل از بحارالانوارج 59ص 92 مستدرک الوسائلج 6 ص 3522.

۰ نظر
مجتبی کلانتری

مهمان نوازی در اسلام



مهمان نوازی از جمله مکارم اخلاقی و صفات پسندیده ای است که اسلام بر آن تاکید و فوایدِ فراوانی بر آن ذکر می نماید، طبق فرمایش معصوم (علیهم اسلام) با ورود مهمان، برکت و رحمت بر اهل آن منزل نازل می گردد، رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در این باب می فرماید : «مهمان هنگامی که وارد خانه مؤمن می شود هزار برکت و هزار رحمت به همراه خود دارد و خداوند به تعداد هر لقمه که مهمان تناول می کند یک حج و یک عمره برای صاحب خانه می نویسد!»[1] و همچنان می فرماید : «وقتی مهمان وارد خانه ای می شود، به همراه او، رزقش هم از آسمان فرود می آید، وقتی مشغول غذا خوردن شد، خداوند متعال، گناهان اهل خانه را می بخشد»[2] و این بدان معناست که روزی مهمان توسط خداوند تضمین شده و علاوه بر آن مهمان نوازی، موجب آمرزش گناهان میزبان نیز می گردد.

طبق روایات ائمه معصوم (علیهم السلام) برای کسب اجر و برکات میزبانی و مهمان نوازی باید علاوه بر نیت الهی[3] اموری را نیز رعایت نمود، که به برخی از  آنها اشاره می گردد :
رعایت حرمت مهمان و راضی نگهداشتن ایشان، امیرالمؤمنین امام علی (علیه‌السلام) می فرماید : «خدا را ! خدا را ! در نظر بگیرید و حُرمت مهمان را رعایت کنید! مهمان جز اینکه خشنود و سپاسگزار شما باشد نباید از نزد شما خارج شود»[4]
تکریم و بزرگداشت مهمان، امام صادق (علیه السلام) می فرماید : «از جمله حقوق مهمان این است که مورد تکریم قرار گیرد و برای او خلال آماده کند»[5]
در مورد این حدیث باید دانست، تکریم مفهومی کلی است که مصادیق متعددی دارد، که امام صادق (علیه السلام) بعد از دستور به تکریم مهمان، به یکی از مصادیق اکرام یعنی تهیه خلال(دندان) اشاره می نماید که می توان برداشت نمود که میزبان باید به گونه ای مورد تکریم قرار گیرد که حتی خلال دندان ایشان نباید فراموش گردد.
به کار نگرفتن مهمان، امام محمدباقر (علیه‌السلام) می فرماید: «به کار گرفتن مهمان، نشانه بی مهری و جفاکاری به مهمان است.»[6]
در روایات علاوه بر آداب میزبانی، سفارشات و دستوراتی به مهمان نیز داده شده است که به چند نمونه اشاره می نمائیم :
اجابت و قبول دعوت مؤمن، امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «از حقوق واجب مؤمن بر مؤمن دیگر این است که دعوتش را اجابت کند.»[7]
وارد بر مهمانی دیگران[بی رضایت و دعوت میزبان] نشدن، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم : «کسی که به سفره‌ای برود که بدان دعوت نشده، او در حقیقت به عنوان یک سارق به آنجا وارد شده و یک غارتگر از آنجا بیرون می رود!»[8]
پذیرفتن توصیه میزبان، امام محمدباقر (علیه‌السلام) می فرماید: «هر وقت که بر برادر دینی خود مهمان شدید هر جا که به شما تعارف کرد همانجا بنشینید، زیرا صاحب‌ خانه بهتر از افراد غریبه از اوضاع داخلی خود باخبر است.»[9]

پی نوشت:
[1]. لئالی الاخبار ج3ص66
[2]. وسائل ‏الشیعة، ج24 ص317
[3] . تهذیب‏ الأحکام ج1ص83
[4]. مستدرک ج16ص241
[5]. وسائل‏ الشیعة، ج24 ص319
[6]. جامع‌السعادت ج2ص153
[7]. بحارالأنوار، ج72 ص447
[8]. شهاب‌الاخبار ص224
[9]. بحارالأنوار ج75، ص451
--------------------------------
مطالعه بیشتر در:
مهمان


ادامه مطلب...
۰ نظر
مجتبی کلانتری

پنج شنبه آخر سال



پنج شنبه آخر سال است و دلتنگ عزیزانی هستم که در میان ما نیستند ...

شادی روح تمامی اموات، خصوصا شهیدان:
رحم الله من یقرأ الفاتحة مع الصلوات

حضور در قبرستان و انجام اعمال خیر برای اموات در روز پنج شنبه [1] خصوصا پنجشنبه آخر سال ، یکی از رسومات و سنت های مستحب و خدا پسندانه محسوب می گردد، البته زیارات اموات فقط مختص به روز پنج شنبه نیست و شنبه ، دوشنبه و جمعه نیز برای زیارت اموات مناسب و مستحب است. [2]

رسم بر آن است که در روز پنج شنبه خصوصا پنج شنبه آخر سال به زیارت قبور می روند که این امر اگر موجب اغفال مردم از ایام دیگر سال نشود، بسیار پسندیده و مورد تائید می باشد، ولیکن اگر فقط در پنجشنبه آخر سال به زیارت اهل قبور برویم یک نوع جفا به درگذشتگان محسوب می گردد چرا که آنها در طول سال منتظر حضور نزدیکان خود هستند، آنچنان که امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «قسم به خدای متعال، مردگان رفتن شما را (بر سر قبورشان) می دانند و با حضور شما مسرور می شوند و با شما اُنس می گیرند و بهره مند می شوند»[3] پس در نتیجه زیارت قبور را نباید به هفته آخر سال محدود نمائیم و البته تنها اموات از این عمل بهره مند نمی شوند  امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «ثواب اعمال خیر، براى  کسى که براى مردگان انجام مى دهد، براى او و براى آن مرده، هر دو نوشته مى شود.»[4] و همچنین می فرماید: « به زیارت مردگان بروید و بر آنان درود و سلام بفرستید، زیرا این کار درس عبرتى براى شما می شود. »[5] پس زیارت‌ اموات همراه بر ثواب اخروی درس عبرتی برای اهل دنیا نیز محسوب می گردد.

در مورد حضور در قبرستان امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «اهل قبرستان حضور شما را می فهمند و شاد می گردند و با شما انس می گیرند.»[6] پس به جاست که هنگام حضور در قبرستان برای تمامی اموات دعا و طلب خیر نمود و  العیاذبالله انجام گناه (غیبت، بی حجابی، چشم چرانی،  دروغ و ..... ) ، صحبت های لغو و پرداختن به امور دنیوی در قبرستان جدا اجتناب نمود ، در مورد دعا برای اهل قبور در قبرستان روایات متعددی ذکر شده از جمله آنکه امام صادق‌ (علیه‌ السّلام‌) می فرماید: در هنگام حضور در قبرستان این دعا قرائت شود:
«اللَهُمَّ جَافِ الارْضَ عَنْ جُنُوبِهِمْ، وَ صَاعِدْ إلَیْکَ أَرْوَاحَهُمْ، وَ لَقِّهِمْ مِنْکَ رِضْوَانًا، وَ أَسْکِنْ إلَیْهِمْ مِنْ رَحْمَتِکَ مَا تَصِلُ بِهِ وَحْدَتَهُمْ وَ تُؤْنِسُ وَحْشَتَهُمْ؛ إنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ بار پروردگارا! زمین‌ را از اطراف‌ پهلوهای آنان‌ بگستران‌، و ارواح‌ آنانرا بسوی خود بالا بر، و مقام‌ رضوان‌ و خشنودی خود را بدانها برسان‌، و از رحمت‌ خود رحمتی را در آستانۀ آنها فرود آور که‌ با آن‌ تنهائیشان‌ تبدیل‌ به‌ جمعیّت‌ گردد و وحشت‌ آنها تبدیل‌ به‌ انس‌ شود؛ بدرستیکه‌ تو بر هر کاری توانائی.»
و در قبرستان یازده‌ مرتبه‌ سورۀ قُلْ هُوَ اللَهُ أَحَدٌ قرائت‌ و ثوابش‌ را به‌ روح‌ اموات قبرستان هدیه‌ شود و روایت‌ شده‌ است‌ که‌ کسی که‌ این‌ عمل‌ را بجای آورد خداوند به‌ عدد مردگان‌ به‌ او ثواب‌ و پاداش‌ می دهد [7]

پی نوشت:
[1]. مستدرک الوسائل ج10 ص383
[2]. الکافی ج 3 ص 228
[3]. وسائل شیعه ج 2 ص 878
[4]. زاد المعاد ص 574
[5]. بحار الانوار ج79 ص64
[6]. بحارالانوار  ج‏99 ص 300
[7]. مستدرک‌ الوسائل‌ ج‌ 2 ص‌ 230
---------------------------------------
مطالعه بیشتر در:
اموات

۰ نظر
مجتبی کلانتری

چهارشنبه سوری


از نظر دین مبین اسلام، آئین و رسوم گذشتگان (قبل از اسلام) اگر حاوی مصادیق اخلاقی بوده و با دستورات دینی، اخلاقی و عقلی مغایرتی نداشته باشد با توجه به فرمایش امیرالمؤمنین امام علی (علیه الافُ التَّحیةِ والثَّناء): «آیین پسندیده ای را بر هم مریز که بزرگان این امتْ بِدان رفتار نموده اند و به وسیله آن، مردم به هم پیوسته اند، و رعیّت با یکدیگر سازش کرده اند؛ و آیینی مگذار که چیزی از سنّت های نیک گذشته را زیان رسانَد تا پاداش از آنِ نهنده سنّت باشد و گناه شکستن آن بر تو مانَد.» [1] مورد تائید اسلام است ولی اگر با این دستورات  مغاریت داشته باشد، طبق آیه: «وَ إِذا قیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ؛ و هنگامی که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید!» می گویند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می نماییم.» آیا اگر پدران آنها، چیزی نمی فهمیدند و هدایت نیافتند ( باز از آنها پیروی خواهند کرد)؟!»[2] تقلید ‌کورکورانه و خرافه پرستی محسوب شده و مورد سوال و انتقاد قرآن کریم قرار می گیرد.

در مورد چهارشنبه آخر سال موسوم به چهارشنبه سوری حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (اَدامَ اللهُ ظلَِه) می فرماید: «متاسفانه مساله ای که در ابتدا برای اظهار شادی کردن میان خانواده‌ها بوده، هم‌اینک منجر به انجام برخی مسائل خطرناک شده و برای بسیاری از مردم جامعه مشکل آفریده و همچنین برخی افراد خرابکار از این طریق مقاصد سیاسی خود را دنبال می‌کنند به همین دلیل ما انجام چنین مراسمی را مجاز نمی دانیم، این که شما در چنین مراسمی شب خوشی داشته باشید و با دوستان و خویشان خود شاد باشید کسی مخالف آن نیست؛ اما انجام آن مسائل، خرافی و خطرناک است که با آن باید مخالفت کرد.»[3]

یکی از اعمال غلط و غیر عقلائی که در دهه های اخیر در مورد چهارشنبه سوری باب شده استفاده از مواد محترقه و ایجاد اصوات مهیب در امکان عمومی است که علاوه بر خطرات جانی، مالی و ... که برای اشخاص دارد به جهت آزار مردم از موارد ایذاء مومن محسوب می گردد که بشدت توسط اسلام نهی شده است، پیامبر گرامی اسلام (صلى الله علیه و آله) می فرماید: «لا ضَررَ و لا ضِرارَ، مَن ضارَّ ضارَّهُ اللّهُ، و مَن شاقَّ شَقَّ اللّه ُ علَیهِ، ضرر و زیان زدن به خود و دیگرى جایز نیست (حرام است) . کسى که به دیگرى زیان وارد آورد، خداوند به او زیان رساند و کسى که دیگرى را به مشقّت اندازد، خداوند او را به مشقّت افکند.»[4] و همچنین می فرماید: «خَصْلَتَانِ لَیسَ فَوْقَهُمَا مِنَ الشَّرِّ شَی‏ءٌ الشِّرْکُ بِاللهِ وَ الضَّرُّ لِعِبَادِ الله، دو خصلت ناپسند است که بدتر از آنها نیست: شرک به خدا و آزار بندگان خدا.»[5]

پی نوشت:
[1]. نامه 53 نهج البلاغه
[2]. بقره آیه 170
[3]. آیت الله مکارم، درس خارج از فقه
[4]. میزان الحکمه ج6ص41
[5]. تحف العقول ص 56
----------------------------------
مطالعه بیشتر در:
چهارشنبه سوری

ادامه مطلب...
۰ نظر
مجتبی کلانتری

روز بزرگداشت شهدا

۲۲ اسفند روز بزرگداشت مقام والای شهیدان گرامی باد.
شهادت با فضیلت ترین عطیه خداوند [1] و اوج کمال و بندگی و با شرافت ترین مرگ هاست.[2]

آن هنگام که بنده خدا حیات مادی خود را نثار معبود می­ نماید، طبق آیه «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ؛ هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند.»[3] به دریای بیکران هستی متصل و با عنایت خداوند از حیات جاویدان و روزی بی حد و حصر الهی بهره مند می گردد و البته درک آن(حی بودن شهید) از حیطه شعور و فهم بشر خارج است مسئله ای که در آیه «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لا تَشْعُرُونَ، و به آنها که در راه خدا کشته می شوند، مرده نگویید! بلکه آنان زنده اند، ولی شما نمی فهمید!» [4] به آن تصریح شده است.

قرآن کریم بمنظور بیان جایگاه شهادت در آیه «إِنَّ اللَّهَ اشْتَری‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفی‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ؛ خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریداری کرده، که( در برابرش) بهشت برای آنان باشد( به این گونه که:) در راه خدا پیکار می کنند، می کشند و کشته می شوند این وعده حقّی است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدی که با خدا کرده اید و این است آن کامیابی بزرگ! » [5]، مثال ملموسی بیان می فرماید و خداوند را خریدار و مؤمنان را فروشنده معرفى می نماید، در این آیه سه رکن دیگر(به غیر از خریدار و فروشنده) معامله نیز آمده و جان و اموال(وَدیعه الهی)، بهشت و وعده الهی به ترتیب به متاع، بها و سند معامله تشبیه شده است و چه کامیابی عظیم و داد و ستد پُرسودی که خریدارش خداوند، متاعش ودیعه الهی(جان و مال) و حاصلش بهشت جاویدان(رضایت خداوند) است.

در روایات نیز همچون قرآن کریم به مقام و فضیلت شهید تاکید شده است، پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در باب عظمت شهادت می فرماید: «بالاتر از هر نیکی، نیکی برتری است تا این که شخص در راه خدا کشته شود. پس هنگامی که در راه خداوند عزّوجلّ کشته شد، نیکوکاری ای بالاتر از آن نیست... » [6] و همچنین می فرماید: «سه گروه هستند که در روز قیامت شفاعت می کنند و خدا هم شفاعت آنان را می پذیرد: پیامبران، سپس عالمان و سپس شهیدان» [7] در نتیجه شهید نه تنها خود کامیاب می‌گردد بلکه نزدیکان خود نیز از آن بهره مند می سازد آنچنان که پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) می فرماید: «شهید هفتاد نفر از بستگان خود را شفاعت می کند.»[8]

پی نوشت:
[1]. اقبال الاعمال، ص 39
[2]. بحارالانوار، ج 100 ص 8
[3]. آل عمران آیه 169
[4]. بقره آیه 154
[5]. توبه آیه 111
[6]. بحارالانوار ج100ص10
[7]. همان ص 12
[8]. کنز المعال ج4، ص401 
------------------------------
مطالعه بیشتر در:
شهید


۰ نظر
مجتبی کلانتری

شهید نعمت الله کاظمی

شهید «نعمت الله کاظمی» فرزند مرحوم حاج شهمرادخان کاظمی در سال ۱۳۴۳ در خانواده ای مذهبی و صاحب نفوذ دیده به جهان گشود.

ایشان برادر زاده مرجع عالیقدر تشیع حضرت آیت الله العظمی شیخ فرج الله کاظمی مومیوندی (قَدَّسَ اللهُ نَفسَهُ الزَّکیه) است که نقش بسزائی در هدایت غُلات (اهل حق، علی‏ اللهی، سرسپردگان، نُصیریه) غرب کشور داشته است ، که از دیگر برکات ایشان می توان به تلاش خستگی ناپذیر حضرت آیت الله در بیدار نمودن مردم غرب کشور علیه رژیم ستم شاهشاهی اشاره نمود.

نعمت اله در چنین خانواده ای پرورش و بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی همراه با دیگر دلیرمردان خانواده در جبهه های حق علیه باطل حضور داشتند ، خانواده ای که بیش از ۱۸ شهید در راه انقلاب اسلامی تقدیم نموده اند که می توان از این شهیدان به برادر(شهید محمدقلی کاظمی)، دائی(شهید حسین علی ابدالی)، پسر خاله (شهید حیدر کاظمی) و دیگر عموزادگان شهید نعمت الله کاظمی اشاره نمود .

نعمت اله نیز در سن هفده سالگی در خلعت بسیجی در منطقه ی کردستان حضور بهم رساند و با توجه به رشادت ، شجاعت و استعداد فرماندهی بی نظیری که از خود نشان داد به فرماندهی عملیات پایگاه راه خون منصوب گردید که در نهایت در کسوت فرماندهی در سن نوزده سالگی با شلیک موشک آرپی‌جی منافقین به خودرو ایشان به شهادت رسیدند.

از «نعمت الله کاظمی» وصیت نامه ای به جا مانده که تنها دو ماه پیش از شهادتش به رشته ی تحریر درآمده که با مطالعه آن می توان به اوج عبودیت ، شهادت طلبی و معرفت ایشان به دین و نظام اسلامی پی برد.

تنها چند روز پیش از تنظیم این وصیت نامه، به نعمت اله خبر می دهند که در در رشته ی پزشکی قبول شده است. که ایشان در وصیت نامه ی خود به آن اشاره نموده و در همان جا با خدای خود معامله کرده و آرزوی شهادت می نماید و البته از نزدیکان خود نیز می خواهد که اسلحه او را برداشته و پای جای پای ایشان گذارند.

متن و تصویر این سند شرافت ملی را در پیش رو دارید:

متن کامل وصیت نامه ی شهید«نعمت اله کاظمی»:

بنام خداوند بخشنده مهربان
با درود و سلام به امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و نایب بر حقش امام خمینی و سلام بر تمامی مومنان و شهدایی که دست از زندگی شسته و در راه حق مبارزه کردند، و به درجه رفیع شهادت رسیدند، و درود بر بسیجیان جان بر کف که مشتاقانه منتظر لحظات موعود هستند، تا راستی و صداقت را در راه وفای به پیمان با الله و پیامبر و ائمه اطهار و رهبر کبیر نشان دهند.

اینجانب «نعمت اله کاظمی» به عنوان یک بسیجی مسلمان و پیرو خط امام بر خود وظیفه و واجب می دانم که با توجه به این که هر فرد مومن باید طبق آئین اسلام وصیت نامه بنویسد این حقیر از نظر مادی نه به کسی بدهکار و نه طلبکار از شخص یا اشخاصی هستم. به پدر و مادر و برادران و خواهران و همه اقوام سلام می رسانم، وهمچنین از همه خداحافظی نموده و حلالیت می طلبم، و بنده سفری در پیش دارم که آن مقصد و جایگاه همه است. و رهرو آن، سفر کرده عزیزم یعنی شهید بزرگوار «محمدقلی» نیز در راه خدا و پیروی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) و رهبر بزرگ انقلاب و در راه اهداف مقدس حق شربت شهادت نوشید، و خون پاک خود را در طبق اخلاص بدون هیچ و عذر و بهانه ای اهداء نمود.

پدر و مادر عزیزم و برادران و خواهران بزرگوارم! به شما وصیت می کنم که راه و طریقه خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) و رهبر عزیز را در نظر بگیرید، و به آنها عمل کنید ،از شما می خواهم به واجبات اسلام عمل نمائید.از محرمات آن دوری نمائید، زیرا همه شهدا به این خاطر شهید شدند، و این راهی که بنده طی می کنم ، طریق مسلک سالار شهیدان است ، و او با عمل خود اسلام را بیمه کرد ، و هم اکنون دشمن بعثی و امپریالیسم که با تمام قدرت به کشور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هجوم آورده و ما باید در مقابل تمام کید و مکر کفر بایستیم ، و از دستاورد های انقلاب خون رنگمان چون کوه با صلابت و محکم بایستیم دفاع و حراست کنیم.

پدر، مادر و برادران و خواهران و همه اقوام و دوستان و برادران مذهبی به شما وصیت می کنم که پشتیبان اسلام و ولایت فقیه باشید، و در نمازهای جمعه و جماعات شرکت فرمائید، و با نماز است که شیطان را از خود دور خواهید کرد.

اگر لایق بودم که شهید شوم، شما در شهادتم همچون امام سجاد(علیه السلام) و زینب(سلام الله علیها) استوار باشید و به دشمن بفهمانید که ما را از شهادت در راه خدا هیچ باکی نیست و تا اخرین قطره خونمان به امام خمینی و راهش وفادار خواهیم بود .

اگرچه این روزها مطلع شدم که در دانشگاه سراسری در رشته پزشکی قبول شدم و بر مسلمانان تحصیل علم واجب است ولی با توجه به رهنمودهای امام اکنون جبهه دانشگاه است ،و در دانشگاه ایثار و شهادت و فداکاری ادامه تحصیل می دهم.اگر فرصتی بود بعدها به تحصیل علم در دانشگاه می پردازم و از برادرانم می خواهم چنانچه لطف خدا شامل حالم گردید و فیض عظمای شهادت نصیبم شد ، اسلحه ام را برداشته و جای خالی ام را در جبهه پر کنید و در پایان از همه شما می خواهم که مرا ببخشید و حلال کنید .

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خمینی را نگهدار

التماس دعا

فایل وصیت نامه شهید نعمت الله کاظمی

۰ نظر
مجتبی کلانتری

روز درختکاری




درخت از جمله زیباترین مظاهر خلقت و جلوه ای از تجلیات پروردگار است، درخت را می توان یکی از پرثمرترین نعمت‌ های بیکران الهی برای بشر و سایر موجودات دانست که بخش مهمی از نیازهای آنها را برآورده می‌ سازد، به همین دلیل در قرآن کریم از درختان و گیاهان به عنوان «متاع» [1] به معنای کالا، سود، منفعت [2] و «معیشت» [3] به معنای آنچه به‌ وسیلۀ آن زندگانی کنند، از خوردنی و آشامیدنی ها [4] و تعابیر این چنین یاد شده است.

با توجه به اهمیت درخت و گیاهان برای تمامی جانداران (مادی) و البته بدلیل آنکه دین اسلام شریعت جامع و کامل است و برای تمام شئون انسان‌ها و جامعه برنامه دارد، یکی از برنامه‌هایی که بدان تاکید بسیار شده است مساله درختکاری است، امام صادق (علیه السلام) در این باب می فرماید : «درخت برای انسان آفریده شد پس او مکلف گردید به : کاشتن ، آب دادن و مواظبت نمودن از درخت » [5] و در حدیث دیگر درختکاری را برترین و پاکترین کارهای آدمی می داند و می فرماید : «کشت کنید و درخت بنشانید؛ به خدا قسم آدمیان کارى برتر و پاک تر از این نکرده اند.» [6]

درختان و گیاهان علاوه بر آنکه حیات مادی بشر را تضمین می کنند باعث تلطیف هوا، آسایش، صفا و پاکی روح و روان نیز می شوند که امام صادق (علیه السلام) در حدیث : «نگریستن به گل های رنگارنگ و درختان سرسبز و خرم، چنان لذتی به آدمی می بخشد که هیچ لذتی را با آن برابر نمی توان کرد.» [7] به آن اشاره می نماید.

دین مبین اسلام همانگونه که دستور بر درختکاری داده، بر حفظ درختان نیز فرمان داده است، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرماید : «هرکس درخت نیازمند به آب را سیراب کند، گویا انسان مومن تشنه را سیراب کرده است» [8]

اسلام علاوه بر دستور به کاشت و حفاظت از درختان، قطع درختان را نیز نهی نموده است، رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «هرکس بی جهت درختی را قطع کند خدا سرش را در آتش فرو می برد.» [9]

بر اساس روایت علاوه بر فوایدی که کاشت درخت در دنیا دارد، خداوند کریم  در قیامت نیز پاداش عظیمی در برابر کاشت درختان به بندگان خدا ارزانی می دارد، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید : «...کسی که درختی بکارد، تا زمانی که یکی از مخلوقات خدا از آن بهره می برد، خداوند به او پاداش می‌دهد»[10]

پی نوشت:
[1]. عبس آیه 2 و 3
[2]. لغت‌نامه دهخدا، لغت متاع
[3]. حجر آیه 20
[4]. فرهنگ عمید، لغت معیشت
[5]. الحیاة ج5 ص347
[6]. بحارالأنوار ج103ص 68
[7]. توحیدالمفضل ص154
[8]. تفسیر العیاشی ج2 ص86
[9]. بحار الانوار ج63 ص113
[10]. مستدرک الوسائل ج13ص460
-----------------------------
مطالعه بیشتر در:
روز درختکاری


ادامه مطلب...
۰ نظر
مجتبی کلانتری

روز احسان و نیکوکاری




احسان و نیکوکاری یکی از اصول ترین ارزش های اخلاقی و دینی در جامعه اسلامی است تا حدی که خداوند متعال در آیه «إِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ ؛ به یقین خداوند به عدالت ( فردی و خویشاوندی و اجتماعی ) و احسان فرمان می دهد» [1] احسان و عدالت را در کنارهم قرار داده و به آن فرمان می دهد.

با بررسی آیات قرآن کریم در می یابیم که دو واژه «احسان» به معنای انجام کار نیک و «محسنین» به معنای نیکوکاران و دیگر مشتقات ریشه اصلی این دو واژه (ح ـ س ـ ن) حدود ۲۰۰ مرتبه در قرآن کریم آورده شده است. [2] که طبق آیات قرآن کریم ، صبر بر مشکلات، عفو و گذشت [3] اجتناب از گناه، پرداخت زکات، هدیه دادن، انفاق، صدقه و خیرخواهی و بالاخره از همه مهمتر دستگیری و یاری نسبت به محرومان را می توان از مصادیق احسان و نیکوکاری برشمرد. [4]

قرآن کریم در باب جایگاه احسان و نیکو کاری می فرماید : «وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنین ؛ و نیکى کنید! که خداوند، نیکوکاران را دوست مى‏ دارد.»[5] و این دوستی و محبت خداوند نسبت به محسنین نشانه عظمت و ارزش نیکو کاری است ؛ احسانی که پاداش آن در آیه «فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْیَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ؛ پس خداوند پاداش این دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا کرد و خداوند نیکوکاران را دوست دارد » [6] در دنیا و آخرت توسط خداوند تضمین شده است که احادیث نیز بر آن تاکید می نمایند ، رسول گرامی اسلام (صلى الله علیه و آله) در باب فواید دنیوی احسان و نیکوکاری می فرماید : «صدقه بجا و نیکوکارى و نیکى به پدر و مادر و صله رحم، بدبختى را به خوشبختى تبدیل و عمر را زیاد و از مرگ بدجلوگیرى مى کند. » [7] و همچنین امام صادق (علیه السلام) نیکوکاری را نشانه اهل بهشت دانسته و می فرماید : «بهشتى ها چهار نشانه دارند: روى گشاده، زبان نرم، دل مهربان و دستِ دهنده» [8]  

پی نوشت:
[1]. نحل آیه 90
[2]. المعجم الأحسایی لالفاظ القرآن الکریم ج1ص406
[3]. مائده آیه 83 و 85
[4]. بقره آیه 623
[5]. بقره آیه 195
[6]. آل عمران آیه 148
[7]. نهج الفصاحه ص 549
[8]. مجموعه ورام ج2 ص91
--------------------------------------------
مطالعه بیشتر در:
احسان

ادامه مطلب...
۰ نظر
مجتبی کلانتری

روز امور تربیتی و تربیت اسلامی



هشتم اسفند ماه ، روز امور تربیتی و تربیت اسلامی گرامی باد.
دین مبین اسلام اهتمام ویژه ای به بحث «تربیت اسلامی» فرزندان دارد ، تا حدی که در صحیفه سجادیه می خوانیم؛ امام معصوم حضرت سجاد (علیه السلام) آن را در قالب دعا [ که نشان دهنده اهمیت آن است] از خداوند مسئلت می نماید : «اَللّهُمَّ... أَعِنّى عَلى تَربیَتِهِم وَ تَأدیبِهِم وَ بِرِّهِم ؛ خدایا مرا بر تربیت، ادب آموزى و نیکى کردن به فرزندانم یارى فرما.» [1]

برای آنکه درک مناسبی از مفهوم تربیت اسلامی داشته باشیم باید هر دو جزء آن یعنی تربیت و اسلام را تعریف نمائیم .

«تربیت» در لغت، به معنای پروردن [2] و پرورش دادن است و در اصطلاح عبارت است از فراهم آوردن زمینه ها و عوامل به فعلیت رساندن یا شکوفا ساختن شخص در جهت رشد و تکامل اختیاری او به سوی هدف های مطلوب و بر اساس برنامه ای سنجیده شده [3]

«اسلام» نیز به در لغت به معنای گردن نهادن، [4] تسلیم ، اطاعت و امتثال امر و نهی بدون هیچ گونه اعتراضی است. [5] و در اصطلاح عبارت است از طاعت و تسلیم در برابر خداوند و پذیرش و انقیاد اوامر خداوند، بدون هیچ گونه اعتراض [6]

با توجه به این تعاریف مراد از تربیت اسلامی ، پرورش افراد برای رسیدن به هدف مطلوب اسلام یعنی اطاعت (انجام واجبات و ترک محرمات) و تسلیم (با معرفت) بی قید و شرط در برابر پروردگار است که به این اطاعت و تسلیم در برابر خداوند در اصطلاح «عبادت» نیز می گویند‌.

در قرآن کریم نیز در آیه «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْاِنْسَ اِلاّ لِیَعْبُدُونِ ؛ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند!». [7] هدف از آفرینش جن و انس عبادت دانسته شده است که البته در تفسیر «لیعبدون» به «لیعرفون» نیز تعبیر شده ، امام صادق (علیه‌السلام) روایت می نماید که روزى حسین بن على (علیهما السلام) بین اصحابش آمد و فرمود: خداى عزوجل خلق را نیافرید مگر براى اینکه او را بشناسند، چون اگر او را بشناسند، عبادتش هم مى‏ کنند، و اگر عبادتش کنند، به وسیله عبادت او از پرستش غیر او بى نیاز مى‏ شوند [8] که لیعرفون نیز حاکی از تربیت صحیح اسلامی در راستای معارف الهی است.

پس نتیجه تربیت اسلامی رسیدن به هدفِ آفرینش ، و آن شناخت ، عبادت و بندگی خالصانه پروردگار است و این بدین معناست که باید فرزندانمان را به گونه ای پرورش دهیم که اولا نسبت به خداوند [و اولیاء خداوند] معرفت داشته ثانیا از عبادت و بندگی خداوند سر باز نزنند و البته اجر چنین تربیتی بخشیده شدن گناهان والدین نیز  می باشد ؛ رسول اکرم (صلى الله علیه و آله) در این باب می فرماید : «أَکْرِمُوا أَوْلَادَکُمْ وَ أَحْسِنُوا أَدَبَهُمْ یُغْفَرْ لَکُم‏؛ فرزندان خود را گرامى بدارید و خوب تربیتشان کنید تا گناهان شما آمرزیده شود.»[9]

پی نوشت:
[1] صحیفه سجادیه دعاى 25ص120
[2]. لغت نامه دهخدا، لغت تربیت
[3]. فلسفه تعلیم و تربیت ج1ص341
[4]. لغت نامه دهخدا، لغت اسلام
[5]. تفسیرماوردی ج1ص379
[6]. مبادی الاسلام ص23
[7]. ذاریات آیه 56
[8]. ترجمه المیزان ج18 ص585
[9]. مکارم الأخلاق ص222
-----------------------------------
مطالعه بیشتر در:
تربیت اسلامی

۰ نظر
مجتبی کلانتری