۵۶ مطلب توسط «مجتبی کلانتری» ثبت شده است

روز هلال احمر

«صلیب سرخ» عنوان سازمان بین‌ المللی است که با هدف تخفیف آلام انسانی و حفظ و پیشرفت بهداشت عمومی، بر طبق موافقتنامه ژنو در سال ۱۸۶۴ میلادی تشکیل شد.
دولت عثمانی نیز در سال ۱۸۷۶ به جای استفاده از نشان صلیب سرخ (صلیب، نماد مسیحیت است) از«هلال احمر» (برخی مسلمان ها، هلال ماه [و ماه کامل] را نماد اسلام می دانند و البته تشیع قائل به نمادگرائی نمی باشد.) برای جمعیت‌ ملی خود استفاده نمود، بعدها بسیاری از کشورهای اسلامی آن را به عنوان نشان جمعیت‌ ملی خود بکار بردند، در حال حاضر صلیب‌ سرخ و هلال‌ احمر بین‌المللی، بزرگترین شبکه بشر دوستانه غیرسیاسی و امدادرسانی جهان محسوب می‌شوند.
دولت ایران در سال ۱۳۰۱ جمعیت ملی خود را تأسیس کرد، ولی به جای استفاده از نشان صلیب‌ سرخ و یا هلال‌ احمر علامت«شیر و خورشید سرخ» را به عنوان نشان جمعیت خود انتخاب کرد ولیکن پس از پیروزی انقلاب‌‌اسلامی در سال ۱۳۵۹ دولت ایران به منظور ایجاد وحدت در ممالک اسلامی و اهداف دیگر، نشان خود را به هلال احمر تغییر داد. [1]
جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران در اساسنامه داخلی کشور«جمعیت» نامیده می شود، این مؤسسه، خیریه، غیر انتفاعی (غیر دولتی) و دارای شخصیت حقوقی مستقل می باشد.
جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران، به کلیه تعهدات و قراردادهای بین‌المللی مربوط به اهداف و وظایف جمعیت های هلال احمر و صلیب سرخ و نیز مقررات اتحادیه جمعیت های صلیب سرخ و هلال احمر که با قانون اساسی و سایر قوانین جمهوری اسلامی ایران مغایرت نداشته باشد، پایبند بوده و در مسائل امدادی و بهداشتی درمانی برون مرزی و درون مرزی و تعهدات مربوطه در راستای سیاست‌های دولت جمهوری اسلامی ایران طبق اساسنامه عمل می کند. [2]
اهداف جمعیت عبارتند از:
«تلاش برای تسکین آلام بشری، تامین احترام انسانها و کوشش در جهت بر قراری دوستی و تفاهم متقابل و صلح پایدار میان ملت ها و همچنین حمایت از زندگی و سلامت انسانها بدون در نظر گرفتن هیچگونه تبعیض میان آنها» [3]
تفاوت هلال احمر با دیگر موسسات امدادی و کمک رسان این است که مربوط به فوریتهاست باید مانند سربازان یک ارتش همیشه آماده باشند و باید بتوانند در هنگام حوادث حضور واقعی موثر و کار گشا داشته باشد و این حالت باید از همه جهات حفظ شود.
مقام معظم رهبری (مُدَّ ظِلُّه العالی) در مورد اهداف جمعیت هلال احمر می نویسد:«جمعیت هلال احمر با اهداف والای بازآفرینی روحیه اعتماد به نفس و امید و آرامش بخشیدن به جان‌ های خسته از حوادث طبیعی، و فراهم کردن وسایل آسایش برای تن‌های رنجور، فارغ از مرزبندی‌های جغرافیایی، دینی، قومی و نژادی تأسیس شده است و منطبق بر تعالیم و دستورهای دین مبین اسلام است.»[4]
طبق فرمایش مقام معظم رهبری ( مُدَّ ظِلُّه العالی) اهداف جمعیت هلال احمر منطبق بر تعالیم و دستورهای دین مبین اسلام است، زیرا هدف اصلی جمعیت هلال احمر فریادرسی انسان های گرفتار و رفع حوائج حیاتی ایشان می‌ باشد، امیرالمومنین امام علی (علیه الافُ التَّحیةِ والثَّناء) در مورد فریادرسی می فرماید: «از عوامل جبران کننده گناهان بزرگ، فریادرسی بیچارگان و گره گشایی از گرفتار است.»[5] امام موسی کاظم (صلواتُ اللهِ و سلامُه علیهِ) نیز در مورد رفع حوائج مردم می‌ فرماید:«به راستی برای خدا بندگانی است در زمین که در رفع حوائج مردم می کوشند، ایشانند که در روز قیامت از عذاب در امانند.»[6]
وظایف هلال‌ احمر همچنان که اشاره شد محدود به جغرافیا، نژاد و دین خاصی نمی باشد ولیکن معمولا جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران در میهن اسلامی و یا کشورهای مسلمان دیگر فعالیت گسترده دارد که رسول گرامی اسلام (صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم) در باب  کمک به برادر دینی می فرماید:«کسی که برای کمک به برادر (دینی) خود و سود رساندن به او اقدام کند، پاداش مجاهدان در راه خدا را خواهد داشت.»[7]و همچنان ایشان در مورد رفع خطرات بلایای طبیعی از مسلمانان می فرماید:«هر کس (خطر) سیل و آتش (و بلاهای این چنین) را از گروهی مسلمان برهاند، بهشت بر او واجب می شود.» [8]

پی نوشت:
[1]. تاریخ هلال احمر rcs ir
[2]. اساس نامه جمعیت هلال احمر، ماده 1
[3]. همان، ماده 2
[4]. مکتوبات، 14 دی ماه 1393
[5]. بحارالانوار ج72 ص21
[6]. بحارالانوار ج71 ص319
[7]. وسایل الشیعه ج12 ص285
[8]. اصول کافی ج5 ص55
۰ نظر
مجتبی کلانتری

روز معلم



شان و مقام «معلم» به حدی است که اولین آیاتی که بر قلب نازنین رسول گرامی اسلام (صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم) نازل شد [1] خداوند را معلم خلائق معرفی می نماید و می فرماید: «اقْرَاْ بِسْمِ رَبِّکَ الَّذِى خَلَقَ خَلَقَ الاْنسَانَ مِنْ عَلَق اقْرَاْ وَرَبُّکَ الاْکْرَمُ الَّذِى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الاْنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ، بخوان به نام پروردگارت که آفرید، و انسان را از خون بسته اى خلق کرد بخوان که پروردگارت والاتر است، همان کسى که به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمى دانست آموخت.»[2]

در عظمت منزلت و مقام معلم همین بس که رسول گرامی اسلام (صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم) خود را معلم معرفی نموده و می فرماید: «اِنَّمَا بُعِثْتُ مَعَلِّما؛ همانا که من به عنوان معلم مبعوث شده ام.» [3]، و همچنین ایشان در قالب دعا می فرمودند: «خداوندا! معلمان را بیامرز و عمر طولانی به آنان عطا فرما و کسب و کارشان را مبارک گردان!» [4]  و همچنان می فرماید: «بخشنده ترین شما پس از من، کسى است که دانشى بیاموزد، آنگاه دانش خود را بپراکند. » [5]

با توجه به مقام معلم که ذکر شد، استاد و شاگرد وظایف و حقوقی نیز نسبت به یکدیگر دارند که شیخ «زین‌ الدین بن علی بن احمد عاملی جبعی» (قَدَّسَ اللهُ نَفسَهُ الزَّکیه)، معروف به «شهید ثانی»، از بزرگان شیعه، در کتب‌ ارزشمند خویش با استفاده از آیات، روایات و تجربیات شاگردی محضر اساتید خویش و البته سالها استادی علوم و فنون اسلامی، برخی از  وظایف و حقوق استاد و شاگرد را بیان نموده است، که به اختصار به برخی آنها اشاره می نمائیم:

وظایف شاگرد نسبت به معلم (حقوق معلم):

«تواضع و فروتنی در برابر استاد؛ دوری کردن از صحبت آمرانه با استاد؛ با احترام یادکردن از استاد؛ سرمشق گرفتن از استاد؛ سپاسگزاری از ارشاد و هشدار های استاد؛ تحمل تندی های احتمالی استاد؛ در انتظار استاد و شرفیابی به محضر او؛ عدم ایجاد مزاحمت برای اشتغالات استاد؛ آراستن و پیراستن برون و درون به هنگام ورود بر استاد؛ عدم تحمیل وقت تدریس بر استاد؛ عدم مزاحمت برای استراحت استاد؛ نشستن با نزاکت و ادب در محضر استاد؛مراقبت از حالات و رفتار خود در محضر استاد؛ تنظیم صدا و گفتار و تلطیف آن در محضر استاد؛ جبران و تدارک کمبودهای سخن استاد با اشارات لطیف؛ پیشی نگرفتن شاگرد به پاسخ پرسش ها در محضر استاد؛ تمرکز حواس و استماع دقیق به سخنان استاد؛ ارج نهادن به توضیحات استاد؛ عدم تکرار سؤال های فرساینده و تلف کننده فرصت؛ سؤال به موقع از استاد؛ طرح سؤالات خوشآیند و دل نشین؛ دوری نکردن از سؤال و پرسش به خاطر شرم و حیا؛ شهامت شاگرد در اعتراف به عدم درک مطالب علمی؛ حفظ حریم استاد در همه حال؛ دوری کردن از بدگویی استاد؛ دفع هرگونه اتهام ناروا از ساحت استاد؛ عیب های استاد را بپوشاند و مناقب و خوبی های او را ظاهر نماید؛ با دشمنان او مجالستی نداشته باشد و دشمنان او را دوست خود نداند؛ بخاطر خدا از او علم بیاموزد؛ رعایت سکوت در مجلس درس.»[6]

وظایف معلم نسبت به شاگرد (حقوق شاگرد):
الف) وظایف اخلاقی و تربیتی:
«لطف و محبت نسبت به شاگرد؛ فروتنی و نرمش نسبت به شاگردان؛ تفقد از احوال دانشجویان و شاگردان؛ اطلاع از نام و مشخصات شاگرد؛ احترام به شخصیت شاگرد و اعتراف به اهمیت افکار او؛ رعایت مساوات در توجه و محبت به شاگردان؛ رعایت سابقه شاگردان و توجه به مزایای آنها (در علم و شایستگی)؛ معرفی معلمان شایسته به شاگردان؛ نشستن آمیخته با نزاکت و ادب؛ متانت و وقار در جلسه درس؛ ایجاد حس مسئولیت و انضباط در شاگردان؛ رفق و مدارا با شاگرد و اهتمام به پرسش های او؛ محبت و التفات و گشاده رویی نسبت به شاگردان تازه وارد؛ اعتراف به عجز و ناتوانی در مسائلی که بدانها احاطه ندارد؛ تذکر لغزش ها و اشتباهات تدریسی،قبل از پایان یافتن درس؛ درنگ نمودن در جلسه، پس از پایان گرفتن درس؛ تعیین مبصر و نماینده برای شاگردان؛ پایان دادن درس ها با نصایح اخلاقی و دعا.»[7]
ب) وظایف علمی و آموزشی:
«گام به گام پیش بردن شاگردان به لحاظ علمی و عملی؛ ایجاد شوق و دلبستگی به علم ودانش در شاگردان؛ کوشش در تفهیم مطالب با رعایت استعداد شاگرد؛ ذکر ضوابط و قواعد کلی علوم ضمن تدریس آنها؛ تشویق شاگردان به اشتغالات علمی و تحریص بر تکرار دروس؛ طرح مسائل دقیق و پرسش از شاگردان؛ استفاده از بهترین قواعد و روش تدریس و تفهیم به شاگردان؛ رعایت ترتیب منطقی علوم و دانش ها؛ رعایت اعتدال و اقتصار در بیان و توضیح مطالب؛ توجه به فضای مناسب کلاس (به دور از هر گونه عوامل آزار دهنده)؛ توجه به مصالح شاگردان در تعیین وقت تدریس؛ توجه به صدا و بیان به هنگام تدریس؛ حفظ نظم جلسه درس.» [8]

پی نوشت:
[1]. بحارالانوار ج 18 ص206
[2]. سوره مبارکه علق، آیات 1 الی 5
[3]. شرح أصول الکافی ملاصدرا ج2 ص95
[4]. کشف الخطا ج1 ص48
[5]. میزان الحکمه  ح 13825
[6]. معالم الدین شهیدثانی ص 43
[7]. منیةالمرید شهیدثانی 190_ 220
[8]. همان 189 _ 212

ادامه مطلب...
۰ نظر
مجتبی کلانتری

روز کارگر



خداوند متعال در قرآن کریم با اشاره به نعمات و لوازم زندگی که در اختیار بشر قرار داده است، دستور به کسب روزی حلال و سپاس گذاری از نعمات الهی می دهد و در سوره مبارکه اعراف می فرماید: «وَ لَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَکُمْ فیها مَعایِشَ قَلیلاً ما تَشْکُرُونَ؛ و قطعاً شما را در زمین قدرت عمل دادیم، و برای شما در آن، وسایل معیشت نهادیم، [اما] چه کم سپاسگزاری می کنید.»[1]
اسلام همواره به تلاش در امور دنیوی تاکید و برای اشخاصی که در امور دنیوی برای کسب روزی حلال تلاش و کوشش می نمایند، پاداش و ارزش فراوانی قائل شده است، قرآن کریم در این باب می فرماید: «فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْکُرُوا اللَّهَ کَثیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ و چون نماز تمام شد ( مجازید که ) در روی زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بطلبید ( در پی کار و روزی روید ) و خدا را بسیار یاد کنید، شاید رستگار گردید.» [2]‌، پیامبر گرامی اسلام (صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم) نیز می فرماید: «به دنبال روزی حلال رفتن، بر هر مرد و زن مسلمان لازم است» [3]
شخص «کارگر» را می توان از جمله مصادیق بارز اشخاصی دانست که برای امور دنیوی و روزی حلال تلاش بسیار می نماید، در مورد جایگاه کارگر در تاریخ ثبت شده است هنگامی که رسول خدا (صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم) با «سوربن معاذ انصاری»، [یا سعد انصاری] دست داد از ایشان پرسید: «چه باعث شده که دست هایت این گونه سفت و پینه بسته باشد؟»  پاسخ داد: «با بیل برای کسب نفقه خانواده ام کار می کنم. » حضرت به ایشان احترام و فرمودند: «این دست هرگز آتش جهنّم را حسّ نمی کند.»[4] و همچنان در جائی دیگر فرمودند: «خداوند متعال بنده مومن پیشه ور و شاغل را دوست دارد.» [5]
باتوجه به جایگاه کار و کارگر در نزد خداوند، اسلام حقوقی را برای کارگر قائل شده که به برخی از آنها اشاره می نمایم:
۱. پرداخت مزد: از مهم ترین مصادیق جبران خدمات کارگر، پرداخت مزد ایشان در زمان مقرّر  است، در روایات سفارش شده است که قبل از خشک شدن عرق کارگر، مزد ایشان را بدهید. [6] و همچنان امام صادق (صلواتُ اللهِ و سلامُه علیهِ) می فرماید: «یکی از چرکین ترین گناهان، ندادن مزد کارگر است.» [7]
۲. پرداخت مزد کارگر بطور کامل: پیامبر (صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم) می فرماید: «کسی که مزد مزدبگیر (کارگر) را کم دهد خداوند عملش را باطل گرداند و بوی بهشت را که از مسافت ۵۰۰ ساله به مشام می رسد بر وی حرام کند.» [8]
۳. محبت و مهرورزی نسبت به کارگر: امیرالمومنین امام على (صلواتُ اللهِ و سلامُه علیهِ) می فرماید: «با فرودست خود مهربان باش تا فرادستت با تو مهربان باشد ». [9]، امام سجاد (صلواتُ اللهِ و سلامُه علیهِ) نیز درباره حقوق و مهرورزی به زیر دستان که یکی از مصادیق آنان کارگران هستند،چنین می فرماید: «امّا حقّ زیردستان تو این است که بدانى آنها به خاطر ناتوانى خود و توانایى تو رعیّت تو گشته اند. پس واجب است که در بین آنان به عدل رفتار کنى و براى آنان چون پدرى مهربان باشى و نادانى آنان را ببخشایى و در کیفر نمودن آنان شتاب نکنى و خداى عزّوجل را بر قدرت و تسلّطى که بر ایشان به تو داده است سپاسگزار باشى. » [10]
۴. پاسخ نیکی کارگر را با نیکی دادن: هنگامی که یک کارگر کارهای سخت و دشواری را انجام داده و در پیشرفت کار تأثیر بسزایی دارد، هر چند وظیفه او بوده و در مقابل این کار مُزد می گیرد ولی از نگاه اسلامی و انسانی، یک کارگر، نسبت به کارفرما و هم به دیگران احسان و نیکی کرده است و موجب پیشرفت شده است. اینجاست که باید احسان و نیکی او را با خوبی پاسخ داد. قرآن کریم می فرماید:« هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ؛ آیا جزاى نیکى جز نیکى است؟!». [11]
۵. سپاسگزاری از خدمات کارگر: امام سجاد (صلواتُ اللهِ و سلامُه علیهِ) می فرماید: «روز قیامت خداوند متعال به بعضی از بندگانش می گوید: آیا شکر فلان کس را به جای آوردی عرض می کند: پروردگارا! من شکر تو را به جای آوردم، خداوند می فرماید: چون شکر او را به جا نیاوردی شکر مرا هم به جا نیاورده ای! سپس افزود «شکرگزارترین شما در پیشگاه خدا کسی است که از نعمت ها و زحمات مردم بیشترین قدردانی و شکرگزاری را به عمل آورد.»[12]
۶. رعایت حقوق کارگر در زمان ناتوانی: در تاریخ ثبت شده پیر مرد فرتوت و نابینایى، در حال گدایى، بر امیرمؤمنان گذشت.امام فرمود: «این مرد کیست و چرا گدایى مى کند؟» جواب گفتند: «نصرانى است و قبلا کارگر بوده». امام فرمود: «تا آن زمان که قدرت کار کردن داشت از او کار کشیدید و اینک که پیر شده و قدرت کار کردن ندارد، از تأمین روزى وى دریغ مى ورزید ؟ از بیت المال زندگى او را تأمین کنید» [13]
۷. بازنداشتن کارگر از اعمال عبادی: امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «هر کس کارگرى را به کار گیرد و او را از شرکت در نماز جمعه باز دارد، گناهش را به عهده گرفته است و اگر او را باز ندارد، در اجر او شریک است.»[14]

 پی نوشت:
[1]. سوره اعراف آیه 10
[2]. سوره جمعه‌ آیه 10
[3]. منتخب میزان الحکمة ص 144
[4]. تاریخ بغداد ج7 ص342
[5]. بحارالانوار ج103 ص9
[6]. الحیاة، ج 5، ص 502.
[7]. السماء و العالم بحارالانوار، ج 8، ص 1977
[8]. أمالی الصدوق: ج1 ص347
[9]. میزان الحکمه، ح 6960
[10]. وسائل الشیعة، ص 29
[11]. الرحمن، 60.
[12]. الکافی، ج 2، ص 99
[13]. وسائل الشیعه،ج15، ص66.
[14]. تهذیب الأحکام، ج2، ص175

ادامه مطلب...
۰ نظر
مجتبی کلانتری

روز ملی خلیج فارس

دهم اردیبهشت روز ملی خلیج همیشه فارس گرامی باد.

ضمنا زین پس بجای نام جعلی : «عربستان سعودی» از نام تاریخی آن «حجاز» استفاده می نمائیم.

«خلیج فارس» یا «دریای فارس» آب راهی پر اهمیت در غرب آسیا (خاورمیانه) است که در امتداد دریای عمان و کشورهای ایران، عمان، عراق، حجاز (عربستان سعودی)، کویت،امارات متحده عربی، قطر و بحرین قرار گرفته است.

واژه مجعول «خاورمیانه» که برای منطقه جغرافیائی «غرب آسیا» استفاده می شود، واژه است که اروپائی ها برای این منطقه استفاده می کنند که مقام معظم رهبری (ادام اللهُ ظلَِه الوارفَ) در این باب می فرماید: «البته من اصرار دارم این منطقه را «غرب آسیا» بگویم، نه خاورمیانه. تعبیر خاور دور، خاور نزدیک، خاورمیانه درست نیست. دور از کجا؟ از اروپا. نزدیک به کجا؟ به اروپا. یعنی مرکز دنیا اروپاست؛ هر جائی که از اروپا دورتر است، اسمش خاور دور است؛ هر جا نزدیکتر است، خاور نزدیک است؛ هر جا وسط است، خاورمیانه است! این تعریفی است که خود اروپائی ها کردند؛ نه، ما این را قبول نداریم. آسیا یک قاره ای است؛ شرقی دارد، غربی دارد، وسطی دارد؛ ما در غرب آسیا قرار داریم. بنابراین منطقه ی ما اسمش منطقه ی غرب آسیاست، نه منطقه ی خاورمیانه.»[1]

طبق اسناد مسلم تاریخی نام خلیج فارس در کتب تاریخی و جغرافیائی در زبان های گوناگون (به انگلیسی: Persian Gulf )، «خلیج پارس» یا «دریای پارس» است[2] که با بررسی روایات رسول گرامی اسلام (صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم) در کتب اهل سنت در می یابیم[3] که ایشان از خلیج فارس با عنوان «بحر فارس»[4] یاد نموده است ولیکن علی رغم نظر اکثر مذاهب اسلامی مبنی بر حجیت سنت (گفتار و کردار و تقریر) رسول اکرم (صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم).[5] برخی از کشورهای عربی، وهابی در دهه های اخیر بنا بر تعصب، عناد و کینه های دیرین از ایران و ایرانی، خلیج فارس را خلیج عربی یا بدون قید خلیج می نامند.

با توجه به مستندات تاریخی می توان تغییر و تصاحب القاب و اسماء را از عادات تفکر غیرشیعی دانست، در تاریخ اسلام نقل شده است که پیامبر اکرم ( صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم) به برخی از افراد با توجه به شایستگی و شان ایشان القاب خاصی عنایت فرموده اند که متاسفانه برخی حکما و پیروان آنها از روی تعصب، عناد، غرض به تبعیت از اسلاف خود این القاب را برای کسانی به کار برده اند که نه رسول گرامی اسلام (صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم) در مورد آنها چنین فرموده نه تاریخ گواهی بر شایستگی این افراد است.

مهم ترین این القاب، القاب خاص امیرالمومنین امام علی (علیه الافُ التَّحیةِ والثَّناء) همچون امیرالمومنین، صدیق، فاروق، ذوالنورین، سیف الله و... است که از سوی برخی برای دیگران به سرقت رفته و به اعتراف عالمای بزرگ اهل سنت از جمله زمخشری[6]، ابن ماجه[7]، متقی هندی[8]، ابن ابی الحدید[9]، طبرانی[10] هر کدام از این القاب، لقب های اختصاصی امیرالمومنین امام علی(علیه الافُ التَّحیةِ والثَّناء) هستند که توسط پیامبر اکرم (صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم) به ایشان داده شده و دیگران سهمی در آن ندارند.

در مورد نام کشور عربستان نیز باید دانست که واژه مجعول «عربستان سعودی» نیز از مواردی است که به دست جاعلان تغییر داده شده و این نام جعلی بر آمده از نام قبیله حاکم بر عربستان یعنی «آل سعود» است که در قرن هیجده میلادی بر این منطقه با جنایات بسیار مسلط و نام منحوس خود را بر آن قرار دادند، که این نام گذاری همواره مورد اعتراض اندیشمندان اسلامی قرار داده شده است، امام خمینی (قَدَّسَ اللهُ نَفسَهُ الزَّکیه) در این زمینه می فرماید: «با چه وجهی اینها اسم مملکت اسلامی را تغییر داده اند از آنی که بود؛ «حجاز» را «مملکت سعودی» قراردادند؟ مملکت سعودی به چه مناسبت؟ اینها مسائلی است که همه اش بغرنج است و ما نمی دانیم که از این عار چطور خارج بشویم. من واقعاً در مسائل خیلی تحمل داشتم؛ درمسائل جنگ، در همه اینها تحمل داشتم. اما این بی تحمل کرده من را.»[11]

پی نوشت:
[1]. بیانات در دیدار اساتید دانشگاه ها ۹۱/۵.
[2]. اسناد نام خلیج فارس، محمد عجم.
[3]. التاریخ ابن المطهر، ج1، ص204.
[4]. مسند ابویعلی موصلی، ج4، ص130.
[5]. منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، ج1، ص 80.
[6]. تفسیر کشاف زمخشری، ج2، ص220.
[7]. سنن، ابن ماجه، ص49.
[8]. کنزالعمال، متقی هندی، ج11، ص616.
[9]. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج13، ص200.
[10]. الولایه، طبری، ص74.
[11]. صحیفه امام، ج‏20، ص371.
۰ نظر
مجتبی کلانتری

شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس



شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس جلوه ای از فرمایش تاریخی رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی (قَدَّسَ اللهُ نَفسَهُ الزَّکیه) مبنی بر : «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.» می باشد

پنجم اردیبهشت سالروز شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس به حق ثابت کننده و جلوه ای از فرمایش تاریخی رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی (قَدَّسَ اللهُ نَفسَهُ الزَّکیه) می باشد: «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.»[1]
فرمایشی که همواره مورد تاکید بزرگان و مدافعان انقلاب اسلامی از جمله مقام معظم رهبری (مُدَّ ظِلُّه العالی) است،[2] که باید با اقتدار، سر لوحه ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد.

خلاصه ماجرای شکست نظامی آمریکا طبس:
آمریکا پس از سرخوردگی در جریان تسخیر لانه جاسوسی و گروگان گیری جاسوسانش در سفارت آمریکا و ناامیدی از پیروزی در این جریان به وسیله فشار سیاسی و تحریم اقتصادی، درصدد حل این قضیه از طریق نظامی برآمد، به دستور کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا، بر اساس نقشه ای بسیار محرمانه در پنجم اردیبهشت سال ۱۳۵۹ هجری شمسی، ارتش آمریکا با ده ها هواپیما و بالگرد عظیم نظامی مملو از تجهیزات، مهمات و خودروهای نظامی، به سوی ایران حرکت و در صحرای طبس فرود آمدند تا از آن مکان، عملیات آزادسازی گروگان ها را آغاز نمایند.

آمریکا با وجود تمامی تجهیزات پیشرفته، کماندوهای آموزش دیده، برنامه ریزی دقیق، عدم وجود مانع و غفلت نیروهای اطلاعاتی ایران، با دست غیبی امداد الهی به وسیله شن های صحرای طبس شکست سخت و مفتضحانه را متحمل گردید، تا جائی که عده ای از تحلیلگران، شکست نظامی آمریکا در طبس را با واقعه فیل سواران سپاه ابرهه که در قرآن کریم ذکر شده[3] تشبیه و شکست آمریکا به وسیله شن های بیابان طبس‌ را همانند حمله ابرهه به خانه کعبه و منهدم شدن آن توسط سنگ ریزه های فروریخته از منقار مرغان ابابیل می داند، امام خمینی (قَدَّسَ اللهُ نَفسَهُ الزَّکیه) نیز این واقعه را نتیجه قطعی عنایت خداوند (جَلّ جَلالُه عَظُمَ شَأنُه) دانسته و در بیانات صریح خویش می فرماید: «این مانور احمقانه به امر خدای قادر شکست خورد».[4]

حضرت امام خمینی (قَدَّسَ اللهُ نَفسَهُ الزَّکیه) در پیام تاریخی به مناسبت شکست نظامی آمریکا در طبس، به امداد غیبی خداوند (جَلّ جَلالُه عَظُمَ شَأنُه) اشاره و می فرماید:
«نباید بیدار شوند، آنهایی که توجه به معنویات ندارند و به این غیب ایمان نیاورده اند؟ نباید بیدار شوند؟ چه کسی این هلیکوپتر آقای کارتر را که می خواستند به ایران بیایند ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شن ها ساقط کردند. شن ها مأمور خدا بودند. باد مأمور خداست. قوم عاد را باد از بین برد؛ این باد مأمور خداست. این شن ها همه مأمورند. تجربه بکنند باز».[5] و این فرمایش رهبر کبیر انقلاب اسلامی به این مسئله اشاره دارد که همواره جمهوری اسلامی ایران مورد عنایت خداوند متعال (جَلّ جَلالُه عَظُمَ شَأنُه) قرار داشته و مردم و مسئولین کشور باید با چنین تفکری بدون واهمه از دشمن با شجاعت، لحظه ای از آرمان های جمهوری اسلامی عقب نشینی نکرده و تمام توان خویش را برای خدمت به میهن اسلامی به کار گیرند. ان شاء الله

پی نوشت:
[1]. صحیفه امام ج‌10 ص515
[2]. دیدار با مردم قم  ۱۹ دی ۱۳۹۶
[3]. سوره مبارکه فیل
[4]. صحیفه امام ج‏12 ص256
[5]. همان ج12 ص379

۰ نظر
مجتبی کلانتری

دل باید پاک باشد!



جمله «دل باید پاک باشه!» در میان مردم، بسیار مورد استفاده قرار می گیرد، که از این جمله می توان دو برداشت متفاوت (صحیح و غلط) نمود

جمله « دل باید پاک باشه! » در میان مردم بسیار مورد استفاده قرار می گیرد که از این جمله دو برداشت کلی می توان نمود:
* برداشت اول (صحیح) : در اعمال خیر، باید دل پاک و نیت خالص باشد و اعمال خیر نباید با ریاکاری همراه شوند.
* برداشت دوم (غلط) : اصل در دین، داشتن دلی پاک و پذیرش اسلام‌ در قلب کافی است و نیازی به انجام کامل دستورات اسلامی (واجبات، محرمات، عبادات، و .... خصوصا در مسئله حجاب) و حفظ ظاهر اسلامی نمی باشد به عبارت دیگر ایمان با عمل صالح ارتباطی نداشته و ایمان بدون انجام دستورات الهی کفایت می کند!

[اکثر عوام با گفتن جمله «دل باید پاک باشه» اراده برداشت دوم  و غلط را می نمایند و به این بهانه تمام یا برخی از دستورات الهی را انجام نمی دهند]

اینک به بررسی این ۲ برداشت می پردازیم:
برداشت اول؛ طبق آیات و روایات اسلامی از جمله فرمایش  امیرالمؤمنین امام علی (علیه الافُ التَّحیةِ والثَّناء):«لایَکمُلُ صالِحُ العَملِ اِلاّ بِصالِحِ النِّیّةِ‌، عمل صالح جز با نیّت صالح به حد کمال نمی رسد.»[1]به معنای نیت صالح است و با موازین دین اسلام مطابق بوده و اسلام آن را تائید می نماید.
«نیت صالح» یا «اخلاص» عبارت است از خالص نمودن قصد و نیت برای خداوند متعال و خالی کردن نیت از غیر خدا و انجام دستورات اسلامی فقط برای اطاعت از امر پروردگار و کسب رضایت الهی، و نقطه عکس اخلاص، «ریا» نام دارد و آن عبارت است از آنکه انسان بخواهد با نشان دادن اعمال و کارهای نیک خود به دیگران در پیش آنان اعتبار و منزلت کسب نماید.[2]
در مورد ریا باید دانست، طبق فرمایش امام حسن عسکری (صلواتُ اللهِ و سلامُه علیهِ): «الإشْراکُ فِی النّاسِ اَخفی مِنْ دَبیبِ النَّملِ عَلیَ المَسْحِ الاَسودِ فی اللّیلَة المُظلِمَةِ؛ شرک ورزی (و ریا) در مردم، پنهان تر است از جنبیدن و حرکت مورچه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک است.»[3]، پس تشخیص نیت صالح از ریا حتی در مواردی برای شخص انجام دهنده عمل نیز کاملا قابل تشخیص نیست، در نتیجه همه مومنان باید از شر ریا به خداوند پناه ببرند و از طرفی هیچ کس حق ندارد، شخص یا گروهی را متهم به ریاکاری نماید، رسول خدا (صلواتُ اللهِ و سلامُه علیهِ) در باب اتهام به مومن می فرمایند: «مَن بَهَتَ مُؤمِناً أَو مُؤمِنَةً أَو قَالَ فِیهِ مَا لَیسَ فِیهِ أقَامَهُ اللهُ تَعَالی یَومَ القِیَامَةِ عَلَی تَلٍّ مِن نَّارٍ، حَتَّی یَخرُجَ مِمَّا قَالَهُ فِیهِ؛ هر کس به مرد یا زن مؤمن بهتان زند یا درباره او چیزی بگوید که از آن مبراست، خداوند متعال در روز رستاخیز او را بر تلّی از آتش نگه دارد تا از حرف خود درباره آن مومن برگردد.»[4]
برداشت دوم؛ طبق آیات و روایات اسلامی از جمله فرمایش رسول گرامی اسلام (صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم): «ایمان به ادعا و آرزو نیست؛ بلکه ایمان آن است که در دل خالص باشد و عمل آن را تصدیق و تأیید کند»[5] به معنای جدائی ایمان از عمل صالح، دقیقا بر خلاف دین مبین اسلام و دستورات آن می باشد.
ایمان از نظر برخی گمراهان؛ چیزی جدا از عمل صالح می باشد، در صورتی که در حقیقت، ایمان و عمل صالح در کنار یکدیگر معنا پیدا می کنند و ایمان حقیقی در پرتو عمل صالح تحقق پیدا می کند؛ طبق آیات سوره مبارکه عصر: «وَ الْعَصْرِ‌؛ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی‏ خُسْرٍ؛ إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ؛  به عصر سوگند، که انسانها همه در زیانند، مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، و یکدیگر را به حق سفارش کرده و یکدیگر را به شکیبایی و استقامت توصیه نموده»[6]، تمامی انسان ها مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند اهل خسران و زیان می باشند و طبق آیات دیگر قرآن کریم از جمله آِیه: «وَعَدَ الله الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظیمٌ؛ خداوند، به آنها که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، وعده آمرزش و پاداش عظیمی داده است.» [7] خداوند وعده آمرزش و پاداش عظیم خود را به افرادی داده که همراه با ایمان، اعمال صالح انجام می دهند، از این رو ایمان و عمل صالح (آمنوا و عملوا الصالحات) بیش از ۵۰ مرتبه در قرآن کریم در کنار یکدیگر آمده است و امیرالمؤمنین علی (علیه الافُ التَّحیةِ والثَّناء) در مورد ایمان می فرماید: «الایمانُ معرفه بالقلبِ و إقرارٌ بالّلسانِ و عملٌ بالأرکانِ؛ایمان بر شناخت با قلب، اقرار به زبان و عمل به اعضا و جوارح استواراست» [8]

افرادی با چنین تفکری (جدائی ایمان از عمل صالح) بر اساس امیال و خواسته های شهوانی خود عمل کرده و ابائی از بدعت در دین نیز ندارند؛ امیرالمومنین (علیه الافُ التَّحیةِ والثَّناء) در این زمینه می فرماید: «بدعت گذاران کسانى هستند که با فرمان خدا و کتاب او و پیامبرش مخالفت ورزیده و بر اساس رأى و گرایشهاى خود عمل مى کنند؛ هر چند شمارشان بسیار باشد»[9]

بدعت در دین، یعنی چیزی را که در واقع جزو دین نیست به دین نسبت دادن، که  بدعت در دین از جمله گناهان کبیره محسوب شده و در حرمت آن هیچ تردیدی وجود ندارد، رسول گرامی اسلام (صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم) در این باب می فرماید: «کل محدثة بدعة و کل بدعة ضلالة و کل ضلالة فی النار؛ ایجاد هر امری که سابقه در دین نداشته بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش است.»[10]

در انتهای بحث، حدیثی زیبا از رسول گرامی اسلام ( صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم)  آورده می شود که به هر دو برداشت (صحیح و غلط) از جمله «دل باید پاک باشد» اشاره و یکی را تائید و دیگری را رد می نماید: «لا یُقبَلُ قَولٌ إلاّ بعملٍ، و لا یُقبلُ قَولٌ و لا عملٌ إلاّ بنِیّةٍ، و لا یُقبلُ قَولٌ و عملٌ و نِیّةٌ إلاّ بإصابَةِ السُّنّةِ؛ هیچ گفتارى جز با کردار پذیرفته نمى شود، و هیچ گفتار و کردارى جز با نیّت پذیرفته نمى شود و هیچ گفتار و کردار و نیّتى پذیرفته نمى شود جز آنکه مطابق با سنّت (دستورات اسلام) باشد.»[11]

پی نوشت:
[1]. فهرست غرر ص399.
[2]. معراج السعادة ص472.
[3]. موسوعة سیرة اهل البیت ج34 ص133.
[4]. عیون الاخبار الرضا ج2 ص33.
[5]. منتخب میزان الحکمة باب ایمان ص 57.
[6]. آیات سوره مبارکه عصر.
[7]. آیه 9 سوره مائده.
[8]. نهج البلاغه خطبه 227.
[9]. احتجاج طبرسی ج1 ص168.
[10]. بحارالانوار ج2 ص263.
[11]. الامالی للطوسی ص386 ح839.

۰ نظر
مجتبی کلانتری

روز پاسدار و روز جانباز




پاسداری در راه خداوند، از مفاهیم جامع و از نشانه های ایمان واقعی مومنان است، قرآن کریم در آیه «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللهِ وَالَّذِینَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَٰئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ ؛ و آنها که ایمان آوردند و هجرت نمودند و در راه خدا جهاد کردند، و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنان مؤمنان حقیقی‌اند؛ برای آنها، آمرزش (و رحمت خدا) و روزی شایسته‌ای است.»[1] برخی از ویژگی های مومنان حقیقی و پاسداران دین را می شمارد و آمرزش و روزی (مادی و معنوی) خداوند را نیز نتیجه اعمال صالح آنها می داند.

همچنان که گفته شد، پاسداری در راه خداوند از مفاهیم جامع و گسترده است و برای فهم حقیقت پاسداری باید به منابع اسلامی رجوع نمود، امیرالمومنین امام علی (علیه السلام) پاسداران حقیقی دین را این گونه معرفی می نماید: «اِنَّما الْمُسْتَحْفَظُونَ لِدینِ اللهِ هُمُ الَّذینَ اَقامُو الدّینَ وَ نَصَروهُ وَ حاطُوهُ مِنْ جَمیعِ جوانَبَهِ، وَ حَفِظُوهُ عَلی عِبادِاللّهِ وَ رَعَوْهُ ؛ همانا پاسبانان دین خدا فقط کسانی هستند که دین را برپا داشته و آن را یاری می کنند و از همه جوانب بر آن احاطه دارند و برای بندگان خدا آن را محافظت و مراعات می کنند.»[2]

با توجه به آیات و روایات، پاسداری از دین تنها به مفهوم مرزبانی و دفاع از مرزهای مادی اسلام نیست و دفاع [و یا جهاد] تنها یکی از مصادیق پاسداری است؛ پاسدار حقیقی دین، باید در همه ابعاد به دفاع و گسترش دین بپردازد و تحقق این حقیقت جز با ایمان حقیقی، شناخت دین، عمل به دستورات الهی و تبلیغ و گسترش آن میسر نمی گردد.

در نتیجه پاسدار حقیقی دین، ائمه معصوم (علیهم السلام) و پیروان ایشان هستند و در میان ائمه معصوم (علیهم السلام)، وجود نازنین سیدالشهداء امام حسین (علیه السلام) تجلی و مظهر تام حقیقت پاسداری از دین است، زیرا ایشان با فدا نمودن تمام هستی خویش، موجب جلوگیری از نابودی دین خداوند، توسط بنی امیه و پیروان بنی امیه در آینده تا ظهور منجی بشریت (ارواحنا له الفداء) گردید، از این رو علما در مورد حضرت فرموده‏ اند:«ان الاسلام محمدی الحدوث و حسینی البقاء ؛همانا اسلام از ناحیه پیامبر (صلی الله علیه و آله) به وجود آمد و از ناحیه حسین (علیه السلام) بقا یافت.

در قرن حاضر نیز با توجه به غیبت منجی و پاسدار حقیقی دین، مومنان طبق دستورات دین مبین اسلام، به وظیفه پاسداری و مرزبانی اسلام می پردازند، رسول گرامی اسلامی می فرماید : «یَحمِلُ هذا الدِّینَ فی کُلِّ قَرنٍ عُدولٌ یَنفُونَ عَنهُ تَأویلَ المُبطِلینَ ، و تَحریفَ الغالِینَ ، و انتِحالَ الجاهِلینَ ، کما یَنفی الکِیرُ خُبثَ الحَدیدِ ؛ این دین در هر قرنى و نسلى افراد عادلى با خود دارد که تأویلاتِ باطل گرایان و تحریفِ غلو کنندگان و دستبردِ نادانان را از آن مى زدایند، چنان که کوره زنگار و ناخالصى آهن را مى زداید. »[3]

مومنین حقیقی در عصر غیبت با توجه به آیه  : «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ ... ؛ هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها (دشمنان‌)، آماده سازید!»[4] لحظه ای از تلاش برای بدست آوردن قدرت (مادی و معنوی) برای مقابله با دشمنان دست بر نمی دارند و در این راه حتی از جانبازی و شهادت مضایقه نمی دارند، قرآن کریم در این باب می فرماید : «لَٰکِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولَٰئِکَ لَهُمُ الْخَیْرَاتُ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ؛ ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردند، با اموال و جانهایشان جهاد کردند؛ و همه نیکی ها برای آنهاست؛ و آنها همان رستگارانند!»[5]

در مورد جانبازی نیز باید دانست جانبازی یکی از نتایج پاسداری است که طبق فرمایش مقام معظم رهبری (دامت برکاته) :«شهدا کسانی هستند که از دیگران شجاعت و دلیری بیشتری نشان دادند؛ سینه را سپر کردند، از خطر نهراسیدند و به شهادت رسیدند؛ بعضی به بهشت الهی پر کشیدند، بعضی هم جانباز شدند؛ در واقع همان‌طور که گفته میشود و تعبیر درستی است اینها شهید زنده‌اند.»[6] جانبازان شهیدان زنده هستند که در قیامت نیز طبق فرمایش رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) : «مَن جُرِحَ فی سَبیلِ اللهِ جاءَ یومَ القِیامَةِ ریحُهُ کرِیحِ المِسک... عَلَیهِ طابَعُ الشُّهَداءِ ؛ هر کس در راه خداوند مجروح شود، در حالى وارد قیامت می شود که بویش، چون بوى مشک است..؛ و نشان شهیدان را دارد.» [7] نشان شهدا را به همراه دارند.

پی نوشت:
[1]. آیه 74 سوره انفال
[2]. غررالحکم ص85 حدیث 1399
[3]. وسائل الشیعه ج 18 ص 109
[4]. آیه 60 سوره انفال
[5]. آیه 88 سوره توبه
[6]. بیانات حضرت در  80/07/04
[7]. میزان الحکمه، ح 9814
---------------------
مطالعه بیشتر در :
روز پاسدار

۰ نظر
مجتبی کلانتری

روز سلامتی

دین مبین اسلام همواره بر ضرورت و اهمّیت موضوع سلامتی تاکید نموده و بر تأثیر آن در زندگی دنیوی و اُخروی اشاره می نماید، امیرالمؤمنین امام علی (صلواتُ اللهِ و سلامُه علیهِ) می فرماید : « اَعظمُ النِّعمَةِ اَلعافِیةُ فاغتَنِموُها لِلدُّنیا وَ الأخرة ؛ بزرگترین نعمت، سلامتی است، شما آن را برای دنیا و آخرت خود غنیمت بشمارید» [1]، امیرالمؤمنین (صلواتُ اللهِ و سلامُه علیهِ) در حدیث حاضر سلامتی را غنیمتی بزرگ برای زندگی دنیا و آخرت دانسته پس لازمه بدست آوردن آخرت (رضایت پروردگار و بهشت وعده داده شده) داشتن عافیت و سلامتی می باشد.

در مورد واژه «عافیت» (سلامتی) در منابع اسلامی، باید دانست، عافیت نقطه ی مقابل ابتلا و گرفتاری و به معنای سلامت جسمی و روحی ، ظاهری و باطنی ، دنیوی و اخروی است پس سلامت را می توان به دو قسم اساسی سلامت دین و سلامت جسم تقسیم نمود و مراد از عافیت مطلق (بدون اشاره به یکی از ۲ قسم) در منابع اسلامی هردو قسم آن است مگر آنکه قرینه موجود باشد که یکی از دو قسم اراده شده باشد، در برخی روایات نیز به سلامت دین و جسم بصورت تفکیک در کنار یکدیگر اشاره شده است، امام محمدباقر (علیه‌السلام) می فرماید : «سلامَةُ الدّینِ وَ صِحَّةُ البَدَنِ خَیرٌ مِنَ‌المالِ ؛ سلامتی دین (معنوی) و سلامتی بدن (مادی) ، از مال و ثروت بهتر است.»[2]

امیرالمومنین امام على (علیه السلام) نیز در قالب دعا هر دو قسم عافیت را بصورت تفکیک از خداوند مسئلت می دارد (و به ما می آموزد) : «... و نَسألُهُ المُعافاةَ فی الأدیانِ ،  کَما نَسألُهُ المُعافاةَ فی الأبدانِ ، ... و عافیت و سلامت در دین و عقیده را از او مى طلبیم، همچنان که سلامت بدنها را از او خواستاریم.»[3]

سلامتی جسم در منابع اسلامی، همواره مورد تاکید قرار گرفته است و می توان این دستورات را به دو قسم دستورات بهداشتی ( بهداشت فردی، عمومی، غذایی، جنسی ،روانی و .....) و دستورات درمانی (احادیث پزشکی) تقسیم نمود.

دستورات بهداشتی به دستوراتی گفته می شود که موجب پیشگری از ابتلاء به ضعف و بیماری های روحی و جسمی  می گردد، که در اسلام بیش از بحث درمان به بحث بهداشت تاکید شده است به عبارت دیگر : جمله معروف «پیشگیری بهتر از درمان است» حقیقتا با دستورات و احکام بهداشتی اسلام محقق می گردد، که  از جمله این دستورات می توان به آیات و روایات ذیل اشاره نمود:

قال الله تعالی :  «وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفینَ ؛ و ( از نعمتهای الهی ) بخورید و بیاشامید ، ولی اسراف (از جهت ضرر به جسم و از بین بردن نعمات الهی) نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی دارد!»[4]

پیامبر اکرم (صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم) در اهمیت حفظ بهداشت و نظافت می فرماید: «خداوند متعال خود پاک و پاکیزه است و نظافت و پاکی را دوست دارد.»[5] و در مورد پرخوری می فرماید: «برحذر باشید و از پرخوری بپرهیزید. پرخوری بدن را تباه می کند و عامل بیماری های گوناگون می گردد و انسان را از عبادت باز می دارد.»[6]

امیرالمومنین امام على (علیه السلام) می فرماید : «تا  گرسنه نشده اى غذا نخور و تا  اشتها دارى از غذا دست بکش و غذا را خوب  بجو و قبل از خوابیدن قضاى حاجت کن[ دستشوئی رفتن] . اگر این نکات را رعایت کنى، از مراجعه به طبیب بى نیاز مى شوى.»[7]

پی نوشت:
[1].  تحف‌العقول ص146
[2]. وسائل الشیعه ج11 ص451
[3]. نهج البلاغه خطبه 99
[4]. بقره آیه 168
[5]. میزان الحکمه ج4 ح  20314
[6]. سفینه ج2ص79
[7]. خصال شیخ صدوق ص 229
---------------------
مطالعه بیشتر در:
سلامتی جسم

۰ نظر
مجتبی کلانتری

روز ارتش جمهوری اسلامی ایران

29 فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.

قرآن کریم در آیات متعدد از جمله آیه : «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ، ای کسانی که ایمان آورده‌اید! (در برابر تمامی مشکلات) استقامت کنید! و در برابر (بخصوص) دشمنان ، پایدار باشید و از مرزهای خود، مراقبت کنید و از خدا بترسید، شاید رستگار شوید! » [1] به پایداری نظامی و حفاظت از استقلال و تمامیت ارضی ممالک اسلامی فرمان داده و احادیث متواتر اسلامی نیز بر آن تاکید می نمایند، امیرالمومنین امام علی ( علیه الافُ التَّحیةِ والثَّناءعلیه السلام) در باب ارزش قدرت و توان نظامی می فرماید :  «لشکریان، به اذن خداوند، دژ مردم، زینت حاکم، مایه عزت دین و امنیّت هستند.» [2]

در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز با توجه به آن که قوانین بر اساس قوانین اسلامی بنا شده اند [3] بر ضرورت و لزوم قدرت نظامی [از جمله ارتش] برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی  تاکید شده و در  اصل ۱۴۳ قانون اساسی با توجه به این لزوم  به وظایف ارتش اشاره می گردد : «ارتش جمهوری اسلامی ایران، پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی کشور را بر عهده دارد.» [4]

رهبر کبیر جمهوری اسلامی ایران امام خمینی ( قَدَّسَ اللهُ نَفسَهُ الزَّکیه) نیز با توجه به اهمیت جایگاه ارتش و خدمات گسترده آن در نظام اسلامی، همواره حمایت خود را از ارتش جمهوری اسلامی اعلام و در فرمانی تاریخی در ۲۸ فروردین ۱۳۵۸‌ خطاب به ملت و ارتش مردمی جمهوری اسلامی فرمودند :

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف و مبارز ایران (وفقهم الله تعالی)

با اهداء سلام و سپاس از مجاهدت خستگی ناپذیر شما ملت شجاع که اهداف مقدس اسلام را تا آستانه ی پیروزی رساندید و دست خیانتگران داخلی و خارجی را به خواست خدای بزرگ قطع کردید؛ لازم است به تذکرات زیر توجه نمایید:

۱. روز چهارشنبه ۲۹ فروردین روز ارتش اعلام می شود. ارتش محترم در این روز در شهرستان های بزرگ با ساز و برگ به رژه بپردازند و پشتیبانی خود را از جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران و حضور خود را برای فداکاری در راه استقلال و حفظ مرزهای کشور اعلام نمایند.

۲. ملت ایران موظفند از ارتش اسلامی استقبال کنند و احترام برادرانه از آنان بنمایند. اکنون ارتش در خدمت اسلام است و ارتش اسلامی است و ملت شریف لازم است آن را به این سمت رسماً بشناسند و پشتیبانی خود را از آنان اعلام نمایند. اکنون مخالفت با ارتش اسلامی که حافظ استقلال و نگهبان آن است جایز نیست. ما و شما و ارتش برادرانه باید برای حفظ امنیت کشورمان کوشش کنیم و به شرارت اشرار و اخلال مفسدین خاتمه دهیم.

۳. افراد ارتش موظفند در داخل ارتش حفظ نظم و سلسله مراتب و ضوابط را بکنند. توجه ننمودن به این مسایل موجب ضعف ارتش اسلامی می شود و نظام را از هم می پاشد. سربازان و درجه داران و افسران موظفند با ارتش به طور محبت و برادری رفتار نمایند و از دیکتاتوری که در رژیم طاغوت بود اجتناب نمایند. ارتش اسلامی باید با حفظ سلسله مراتب و نظام صحیح اسلامی و اطاعت کامل زیردست از مافوق و رعایت کامل مافوق از زیر دست، اداره شود تخلف از این امر ضد انقلاب است و مورد مؤاخذه خواهد بود...

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

روح الله الموسوی الخمینی [5]

پی نوشت :

[1]. آیه 200 آل عمران
[2]. نامه 53 نهج البلاغه
[3]. اصل 4 قانون اساسی
[4]. اصل 143 قانون اساسی
[5]. صحیفه نور ج3‌ص569
----------------------
مطالعه بیشتر در :
ارتش جمهوری اسلامی

۰ نظر
مجتبی کلانتری

روز ملی فناوری هسته ای

مقام معظم رهبری (مد ظله العالی): روزی که صنعت هسته ای آغاز به کار کرد، حتی برخی از دانشمندان نسل قدیمی منکر توانایی جوانان دست اندرکار این صنعت بودند، اما روزی که صنعت هسته ای به اوج رسید، همان افراد اعتراف کردند که جوانان ایرانی خواستند و توانستند. [1]

بسیاری از مسائل ما با آمریکا اساساً قابل حل نیست، علّت هم این است که مشکل آمریکا با ما، خود ما هستیم -یعنی خود جمهوری اسلامی- مشکل این است. نه انرژی هسته ای مشکل است، نه حقوق بشر مشکل است؛ مشکل آمریکا با نفْس جمهوری اسلامی است. اینکه یک دولتی، یک نظامی، یک حکومتی به وجود بیاید، آن­ هم در یک جای مهمّی مثل ایران، آن­ هم در یک سرزمین ثروتمندی مثل ایران، یک حکومتی سرِ کار بیاید که به «آری و نه» ی قدرتی مثل آمریکا اعتنا نداشته باشد و خودش در مسائل «آری و نه» بگوید، این برایشان غیر قابل تحمّل است؛ با این مخالفند، با این معارضند. این معارضه را چه جوری میخواهید حل کنید؟ بنابراین، با آمریکا مشکلات ما حل­ شدنی نیست؛ اینها با اصل نظام مشکل دارند. من به شما این را عرض بکنم که با قطع نظر از نظام، با استقلال کشور هم مشکل دارند؛ یعنی اگر فرض کنیم یک نظامی غیر نظام جمهوری اسلامی هم سر کار بود و بنا بود مستقل باشد، اینها با آن مشکل داشتند. این تجربه ی نهضت ملّی جلوی چشم ما است. در نهضت ملّی، دکتر مصدّق به آمریکایی ها حسنِ ظن داشت، بلکه ارادت داشت امّا مایل نبود تکیه کند به آنها؛ -با انگلیسی ها البتّه بد بود- مایل به استقلال بود. آن کسی که عامل کودتا علیه دکتر مصدّق شد، نه یک انگلیسی، [بلکه] یک آمریکایی بود و پشت سرش بیش از دستگاه اینتلیجنت­ سرویس انگلیس، سیای آمریکا قرار داشت؛ آمریکا این جوری است. یعنی با یک نظامی و با یک حکومتی هم که مطلقاً حکومت دینی هم نیست، حکومت انقلابی هم نیست -نهضت ملّی که یک حکومت انقلابی نبود؛ فقط دنبال استقلال کشور از زیر یوغ انگلیس ها بود و خیال میکرد آمریکایی ها کمکش میکنند- نتوانستند بسازند؛ با استقلال کشور مخالفند. این کشور، کشور جذّابی است؛ این را شما [بدانید]. البتّه همه ی شما میدانید؛ [امّا] بیشتر بدانید. ما کشور جذّابی هستیم، جایمان مهم است، منطقه ی زیستی مان مهم است، مسائل اقلیمی مان مهم است، منابع زیرزمینی مان مهم است. بنده یک­ وقتی در این جلسه گفتم ما یک درصد جمعیّت دنیاییم، چند درصد امکانات اساسی فلزهای اصلی دنیا در کشور ما است؛ حالا نفت و گاز به جای خود؛ یک ثروت عظیمی در اینجا خفته است؛ علاوه ی بر اینها، [دارای] نیروی انسانی فوق العاده ای است. این کشور، کشور جذّابی است. قدرتهایی که کارشان دست اندازی به اینجا و آنجا است، از یک چنین لقمه ی چرب­ ونرمی به آسانی حاضر نیستند بگذرند؛ مگر اینکه نگذاریم از گلویش پایین برود، که نمیگذاریم؛ البتّه انقلاب اسلامی نمیگذارد. بنابراین اینها بهانه است؛ حقوق بشر بهانه است، این بی ثبات کردن منطقه -که اخیراً در شعارهای آمریکایی ها علیه ما هست- بهانه است، تروریسم بهانه است؛ و [همین طور] بقیّه ی حرفهایی که میزنند. اینها خودشان، هم تروریستند، هم تروریست پرورند، هم حامی یک کشوری مثل رژیم صهیونیستی هستند که مغز تروریسم و مادر تروریسم است و از اوّل، اصلاً با تروریسم به وجود آمده، با کشتار و با ظلم به وجود آمده؛ اینها حامی او هستند. بنابراین اینها همه بهانه است؛ اینها با نظام اسلامی خوب نیستند. با آمریکا نمیشود کنار آمد؛ حرفهای مبهم و دوپهلو که در این زمینه ها مایه ی سوءاستفاده ی کسانی بشود، نباید زد؛ صریح و روشن باید مطالب را بگوییم. [2]

پی نوشت:
[1]. حضور و سخنرانی رهبر انقلاب در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی ۱۳۹۷/۰۱/۰۱ 
[2]. بیانات در دیدار مسئولان نظام ۱۳۹۶/۰۳/۲۲
----------------------------------
مطالعه بیشتر در :
روز ملی فناوری هسته ای

۰ نظر
مجتبی کلانتری