۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تصویر پروفایل مذهبی» ثبت شده است

چهارشنبه سوری


از نظر دین مبین اسلام، آئین و رسوم گذشتگان (قبل از اسلام) اگر حاوی مصادیق اخلاقی بوده و با دستورات دینی، اخلاقی و عقلی مغایرتی نداشته باشد با توجه به فرمایش امیرالمؤمنین امام علی (علیه الافُ التَّحیةِ والثَّناء): «آیین پسندیده ای را بر هم مریز که بزرگان این امتْ بِدان رفتار نموده اند و به وسیله آن، مردم به هم پیوسته اند، و رعیّت با یکدیگر سازش کرده اند؛ و آیینی مگذار که چیزی از سنّت های نیک گذشته را زیان رسانَد تا پاداش از آنِ نهنده سنّت باشد و گناه شکستن آن بر تو مانَد.» [1] مورد تائید اسلام است ولی اگر با این دستورات  مغاریت داشته باشد، طبق آیه: «وَ إِذا قیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ؛ و هنگامی که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید!» می گویند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می نماییم.» آیا اگر پدران آنها، چیزی نمی فهمیدند و هدایت نیافتند ( باز از آنها پیروی خواهند کرد)؟!»[2] تقلید ‌کورکورانه و خرافه پرستی محسوب شده و مورد سوال و انتقاد قرآن کریم قرار می گیرد.

در مورد چهارشنبه آخر سال موسوم به چهارشنبه سوری حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (اَدامَ اللهُ ظلَِه) می فرماید: «متاسفانه مساله ای که در ابتدا برای اظهار شادی کردن میان خانواده‌ها بوده، هم‌اینک منجر به انجام برخی مسائل خطرناک شده و برای بسیاری از مردم جامعه مشکل آفریده و همچنین برخی افراد خرابکار از این طریق مقاصد سیاسی خود را دنبال می‌کنند به همین دلیل ما انجام چنین مراسمی را مجاز نمی دانیم، این که شما در چنین مراسمی شب خوشی داشته باشید و با دوستان و خویشان خود شاد باشید کسی مخالف آن نیست؛ اما انجام آن مسائل، خرافی و خطرناک است که با آن باید مخالفت کرد.»[3]

یکی از اعمال غلط و غیر عقلائی که در دهه های اخیر در مورد چهارشنبه سوری باب شده استفاده از مواد محترقه و ایجاد اصوات مهیب در امکان عمومی است که علاوه بر خطرات جانی، مالی و ... که برای اشخاص دارد به جهت آزار مردم از موارد ایذاء مومن محسوب می گردد که بشدت توسط اسلام نهی شده است، پیامبر گرامی اسلام (صلى الله علیه و آله) می فرماید: «لا ضَررَ و لا ضِرارَ، مَن ضارَّ ضارَّهُ اللّهُ، و مَن شاقَّ شَقَّ اللّه ُ علَیهِ، ضرر و زیان زدن به خود و دیگرى جایز نیست (حرام است) . کسى که به دیگرى زیان وارد آورد، خداوند به او زیان رساند و کسى که دیگرى را به مشقّت اندازد، خداوند او را به مشقّت افکند.»[4] و همچنین می فرماید: «خَصْلَتَانِ لَیسَ فَوْقَهُمَا مِنَ الشَّرِّ شَی‏ءٌ الشِّرْکُ بِاللهِ وَ الضَّرُّ لِعِبَادِ الله، دو خصلت ناپسند است که بدتر از آنها نیست: شرک به خدا و آزار بندگان خدا.»[5]

پی نوشت:
[1]. نامه 53 نهج البلاغه
[2]. بقره آیه 170
[3]. آیت الله مکارم، درس خارج از فقه
[4]. میزان الحکمه ج6ص41
[5]. تحف العقول ص 56
----------------------------------
مطالعه بیشتر در:
چهارشنبه سوری

ادامه مطلب...
۰ نظر
مجتبی کلانتری

جایگاه و ارزش صبر







«صَبر» در لغت به معنای شکیبایی،[1] حفظ نفس از اضطراب و سکون و آرامش یافتن آن است.[2]

علمای اخلاق نیز تعاریف متعددی برای صبر آورده اند که استاد ارجمند اخلاق،  علامه محمد مهدی نراقی (رِضوانُ الله تعالی علیه ) در کتاب ارزشمند جامع السعادات صبر را چنین بیان نموده است: «صبر یعنی ثبات و آرامش نفس در سختی‌ها و بلاها و مصائب، و پایدارى و مقاومت در برابر آنها، به طورى که از گشادگى خاطر و شادى و آرامشى که پیش از آن حوادث داشت بیرون نرود، و زبان خود را از شکایت و اعضای خود را از حرکات ناهنجار نگاه دارد.»[3]  

قرآن کریم در آیات متعددی اهل ایمان را به صبر و شکیبائی فرمان داده و در آیه: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا استَعینوا بِالصَّبرِ وَالصَّلاةِ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از صبر (و استقامت) و نماز، کمک بگیرید! »[4] از اهل ایمان می خواهد[امر] که از صبر یاری و کمک بجویند و در انتهای آیه می فرماید:  «إِنَّ اللهَ مَعَ الصّابِرینَ؛ (زیرا) خداوند با صابران است.»[5] و در آیه ای دیگر می فرماید: «وَ اللهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ؛خداوند صابران را دوست دارد»[6] پس در نتیجه با توجه به صراحت این آیات؛ یاری و محبت خداوند شامل صابرین خواهد بود.

در احادیث ائمه معصوم (علیهم السلام) نیز به طور گسترده فواید و جایگاه صبر بیان شده است، امام صادق (علیه السلام) در حدیثی در بابت ارزش صبر می فرماید: «صبر نسبت به ایمان مانند سر است در مقابل تن، تن بى‏ سر بقایى ندارد و ایمان بدون صبر نیز، ارزشى نخواهد داشت.»[7]

با توجه به ارزش صبر که به آن اشاره شد، نتیجه صبر[با نیت الهی] رضایت پروردگار،
و به فرموده رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله): «عِنْدَ فَنَاءِ الصَّبْرِ یَأْتِی الْفَرَج» گشایش در امور است.[8] گشایشی که طبق فرمایش امیرالمومنین امام علی (علیه السلام): حَلاوَةُ الظَّفَرِ تَمْحُو مَرارَةَ الصَّبْرِ؛ شیرینی پیروزی، تلخی صبر را می زداید.[9] تلخی و رنج صبوری را می زداید.

پی نوشت:
[1]. لغت نامه دهخدا، واژه صَبر
[2]. التحقیق، ج6 ص 206
[3]. جامع السعادات، ج ‏3 ص 280
[4]. بقره، آیه153
[5]. همان
[6]. آل عمران146
[7]. کافی ج2 ص87
[8]. إرشاد القلوب ج 1ص150
[9]. غررالحکم ج3 ص398
--------------------------
مطالعه بیشتر در:
صبر

ادامه مطلب...
۰ نظر
مجتبی کلانتری

چه اشخاصی شهید محسوب می شوند ؟

امیرالمومنین امام علی(علیه السلام): کسی که در پی به دست آوردن روزی حلال باشد، مانند مجاهد در راه خدا است [*]

سانحه کشتی سانچی حادثه ای دردناک و غمبار بود که عده ای از هموطنان عزیز در راه خدمت به کشور و البته کسب روزی حلال جان گرامی خود را از دست دادند ، سوالی که پیش می آید این است که جایگاه افرادی که در راه خدمت ، کسب روزی حلال و اهداف مقدس دیگر کشته می شوند نزد خداوند چه جایگاهی است و آیا می شود ایشان را شهید دانست ؟

آن گونه که از روایات و فرمایشات علما برداشت می شود ، شهید به سه دسته تقسیم می گردد ؛ اول شهید به معنای خاص ؛ یعنى مسلمانی که در معرکه جنگ و جهاد با دشمنان کشته شود که سقوطِ تکلیف غسل و کفن[1] از احکام شهید خاص می باشد ، دوم شهید به معناى عام یعنى هر کس که در اثر صدمات دفاع و جهاد کشته شود که این نوع شهادت احکام شهید خاص مثل عدم لزوم غسل و کفن و امثال آن را ندارد ، شهید به معنای خاص و اعم را می توان شهید حقیقی نامید و قسم سوم شهید ، شهید حُکمی می باشد.

شهید حُکمی به شهیدی گفته می شود که اگر چه در راه دفاع و یا جهاد کشته نشده ولیکن طبق احادیث از ایشان به عنوان شهید نامبرده شده است و در قیامت از اجر و مقام شهید برخوردار هستند ، برای نمونه چند مورد از این احادیث آورده می شود.

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرماید: کسی که بر حبّ آل محمد بمیرد در حالی که شهید است ، مرده است.[2] و در جائی دیگر می فرماید : اینان جزء شهدا هستند و از مقام ایشان برخوردارند : ۱. شخصی که در راه خدا کشته شود ۲. هر کس که در راه خدا بمیرد ۳. هر کس که به خاطر بیماری طاعون فوت شود ۴. هر کس که در شکم مادر بمیرد ۵. هر کس که در آب غرق شود ۶. هر کس که برای دفاع از جان خود کارزار کند تا کشته شود ۷. هر کس که در راه دفاع از مال خود کشته شود ۸. هر کس که در راه دفاع از خانه‏ اش قتال کننده کشته شود ۹. هر کس که با طهارت (وضو) بخوابد و همان شب بمیرد.[3]

در کتاب جامع الاخبار نیز چنین نقل شده است که: روزی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به منزل ما آمد در حالى‌که حضرت فاطمه کنار دیگ نشسته بود و من هم به پاک‌کردن عدس مشغول بودم. پیامبر(صلی الله علیه و اله) رو به من کرد و فرمود: ای ابو الحسن! گفتم بله ای رسول خدا. فرمود: آنچه می‌گویم را از من بشنو و من جز با امر پروردگار خود چیزی نخواهم گفت. مردى که همسرش را یارى و کمک کند،خداوند به عدد هر مویی از موهای بدنش به او پاداش یک‌سال عبادتی می‌دهد که روزهایش را روزه و شب‌هایش را شب زنده‌دار باشد. همچنین ثواب صابران و پیامبرانی؛ مانند داود، یعقوب و عیسی را به او عنایت می‌نماید. یا على کسی که در خانه در خدمت عیال باشد، و آن‌را ننگ نداند، پروردگار متعال نام او را در دیوان شهیدان قرار داده و از براى وى به هر روز‏ و شب ثواب هزار شهید را بنویسد.[4]

بنابراین با توجه به احادیث ، جایگاه مسلمانی که در راه خدمت، کسب روزی حلال و اهداف مقدس دیگر کشته می شوند بشرط داشتن نیت الهی [5] جایگاه شهید (حُکمی) می باشد‌.

 پی نوشت:
[*]. دعائم الاسلام ج۲ص۱۵
[1]. اجوبه الاستفتائات مقام معظم رهبری س246
[2]. بحارالانوار ج23ص333
[3]. آثار الصادقین ج 10ص77
[4]. جامع الأخبار ص102
[5]. مستدرک الوسائل ج1ص90.
-------------------------
مطالعه بیشتر در :
معیارهای شهادت از منظر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله

ادامه مطلب...
۰ نظر
مجتبی کلانتری

هفته پژوهش و روز وحدت حوزه و دانشگاه



امیرالمومنین امام علی (علیه السلام) : هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست [*]
هفته پژوهش و روز وحدت حوزه و دانشگاه گرامی باد.
بیست و هفتم آذرماه، روز شهادت عالم ربانی حضرت آیت الله مفتح (رَحمَْةُ الله عَلیه) می باشد ، ایشان از پیشروان اندیشه وحدت حوزه و دانشگاه بودند به همین دلیل ۲۷ آذرماه روز وحدت حوزه و دانشگاه نام گذاری شده است و از طرفی چهارمین هفته آذر ماه از سوی وزارت علوم تحقیقات و فناوری هفته پژوهش و فناوری نام گذاری شده است ، از آنجا که می توان گسترش پژوهش‌های علمی و بالا بردن روحیه حقیقت جوئی را از اهداف وحدت حوزه و دانشگاه به شمار آورد ، به اختصار توضیحاتی در مورد جایگاه پژوهش در اسلام آورده خواهد شد.
بنیان دین مبین اسلام بر پایه تحقیق و پژوهش استوار شده به گونه ای که لازمه پذیرش اسلام مطالعه ، تحقیق و در نهایت کسب یقین در عقاید اسلامی است ، به همین دلیل در ابتدای رساله تمام مراجع تقلید ذکر شده : عقیده مسلمانان به اصول دین باید از روی دلیل باشد، و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید.[1]
قرآن کریم در آیه : الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ، آن بندگانی که سخن بشنوند و به نیکوتر آن عمل کنند، آنان هستند که خدا آنها را (به لطف خاص خود) هدایت فرموده و هم آنان به حقیقت خردمندان عالمند [2]  تحقیق و پژوهش را عامل هدایت بشر دانسته و در آیاتی دیگر تقلید کورکورانه را نهی نموده است و می فرماید : وَ إِذا قیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ، و زمانی که به ایشان گفته شود که آنچه را که خدا نازل کرده است پیروی کنید ، می گویند:خیر ،بلکه ما تنها آن چیزی را پیروی می کنیم که پدران خود را برآن یافتیم.[3] و همچنین در آیه وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُجادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّبِعُ کُلَّ شَیْطانٍ مَریدٍ ، گروهی از مردم ، بدون هیچ علم و دانشی ، به مجادله درباره خدا برمی خیزند و از هر شیطان سرکشی پیروی می کنند.[4] بی سوادی و تقلید از شیاطین را مذمت نموده است و از طرفی در آیه قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ، بگو: آیا آنان که اهل علم و دانشند با مردم جاهل نادان یکسانند؟ منحصرا خردمندان متذکر این مطلبند.[5] مومنان را تشویق به فراگیری علم نموده است.
با توجه به آیات قرآن کریم ، انسان در جمیع شئون موظف است بر اساس تحقیق و پژوهش و در نهایت کسب علم ، راه خود را از بی راهه باز یابد و احادیثی چون «لا ینفع اجتهاد بغیر تحقیقٍ.» هر تلاشی که در آن تحقیق و حقیقت جویی نیست، بهره  ای ندارد.[6] و «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّینِ فَإِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِم» دانش را بجوئید اگر چه در چین باشد زیرا طلب دانش بر هر مسلمانى واجب است.[7] نیز موید این امر می باشند.

پی نوشت:
[*] . معجم الفاظ غررالحکم، ص۲۴۹
[1] . توضیح المسایل مراجع ، ص 13
[2] . آیه 18 سوره مبارکه زمر
[3] . آیه 170 سوره مبارکه بقره
[4] . آیه 3 سوره مبارکه حج
[5] . آیه 9 سوره مبارکه زمر
[6] . معجم الفاظ غرر الحکم، ص 249
[7] . وسائل الشیعه، ج 27، ص 27.
-----------------------------------
مطالعه بیشتر در:
وحدت حوزه و دانشگاه

ادامه مطلب...
۰ نظر
مجتبی کلانتری

دشمنی قوم یهود با اسلام



لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا [*]

مسلّماً یهودیان و کسانی را که شرک ورزیده اند ، دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهی یافت.

آیین یهود ، دین منتسب به حضرت موسی (علیه السلام) می باشد ، به پیروان دین یهود  یهودی می گویند ، خداوند با نعمت ایمان به قوم یهود برتری عنایت فرمود [1] ولی متاسفانه یهودی ها با پیروی از هواهای نفسانی و شیطان دچار انحراف شدند و حتی دست به قتل پیامبران زدند ، قرآن کریم می فرماید :  لَقَدْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَیْهِمْ رُسُلًا کُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِیقًا کَذَّبُوا وَفَرِیقًا یَقْتُلُونَ ، ما از فرزندان اسرائیل سخت پیمان گرفتیم و به سویشان پیامبرانى روانه کردیم هر بار پیامبرى چیزى بر خلاف دلخواهشان برایشان آورد گروهى را تکذیب میکردند و گروهى را مى ‏کشتند [2]

یهود سابقه‌ی دشمنی دیرینه ای با انبیای بزرگ الهی و ادیان ابراهیمی دارد حتی دین مسیحیت که از میان بنی‌اسرائیل ظهور نمود از دشمنی یهودیان در امان نبود تا جایی نقشه قتل حضرت عیسی (علیه السلام) را کشیدند که البته طبق قرآن موفق نشدند [3]

در مورد دشمنی قوم یهود با اسلام باید بیان گردد که یهودها در ابتدا از منتظران خاتم الانبیاء بودند و به همین دلیل به حجاز هجرت نمودند ، امام صادق (علیه السلام) می فرماید : یهود در کتاب‌های خود خوانده بودند که محل هجرت محمد (صلی الله علیه و آله) میان دو کوه عیر و احد است. پس در جست‌وجوی این دو کوه راه افتادند تا این که آن‌ها را یافته در کنارش ساکن شدند.[4] ولی متاسفانه پس نبوت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) نه تنها رسالت ایشان را انکار بلکه طبق قرآن تبدیل به دشمن ترین دشمنان اسلام شدند [5] که علت این دشمنی این بود که آنها گمان می کردند که پیامبر موعود از بنی‌اسرائیل خواهد بود ولی هنگامی که متوجه شدند که حضرت از بنی هاشم است به انکار و دشمنی با اسلام روی آوردند.

قوم یهود (منحرف شده) طبق آیات قرآن دارای خصوصیات دیگری چون فتنه انگیزی و فساد در زمین [6] قساوت و سنگدلی [7] عهد شکنی [8] تفرقه افکنی [9] آواره کننده مردم [10] ترغیب کننده دیگران برای فشار و محاصره اقتصادی مسلمانان [11] و ...... هستند که در عصر حاضر تمامی این صفات را می توان به وضوح در رژیم صهیونیستی مشاهده نمود.

پی نوشت :

[*]. مائده ،آیه ۸۲
[1]. اعراف ،آیه 140
[2]. مائده ،آیه 70
[3]. نساء ،آیه 157
[4]. مجمع البیان، ج1، ص310
[5]. مائده آیه 82
[6]. مائده، آیه 634
[7]. بقره ، آیه 74
[8]. مائده ، آیه 13
[9]. توبه ، آیه 107
[10]. منافقون آیه 8
[11]. منافقون آیه 7
-------------------------------------------
مطالعه بیشتر :

یهود

۰ نظر
مجتبی کلانتری

روز تربیت بدنی

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله): مؤمنی که قوی و نیرومند باشد از مؤمن ضعیف، بهتر و دوست داشتنی تر است[*]

26 مهر ماه روز تربیت بدنی و ورزش گرامی باد

مسلمان برای انجام وظایف خود از جمله انجام واجبات و کسب روزی حلال به جسم و روح سالم و قدرتمند نیازمند است،  اسلام در کنار توجه به روح آدمى، به آمادگى جسمانى نیز توجه نموده است، رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرماید: خوشبخت کسی است که اسلام را پذیرفته وبه قدر معاش خود در آمد دارد وقوای بدنش نیرومند است.[1] ازاین رو، شاهد تأکیداتى نسبت به ورزش هایى از جمله شنا، سوارکارى، تیراندازى و... مى باشیم، امام صادق علیه السلام شادابى و خرمى را در چند چیز مى داند و پیاده روى، اسب سوارى و شنا کردن را جزو آن ها برمى شمرد.[2]

سلامتی جسم بقدری با اهمیت است که ائمه علیهم السلام به مردم یاد داده اند برای سلامتی جسم دعا نمایند، امیرالمومنین امام علی علیه السلام در فرازی از دعای کمیل چنین دعا می فرماید: یارب، یارب، یارب، قو علی خدمتک جوارحی؛ پروردگارا! پروردگارا! پروردگارا! اعضاء وجوارح مرا، در راه خدمت به خودت، قوی ونیرومند گران.[3]

پیامبر گرامی اسلام (صلی علیه واله) درباره حق بدن بر انسان می فرماید: پروردگارت بر تو حقی دارد، و بدنت بر تو حقی دارد، و خانواده ات[نیز] بر تو حقی دارد.»[4] در این حدیث حق جسم در کنار حق خداوند در خانواده قرار داده شده این بدان معناست که زمانی انسان می تواند حق پروردگار و خانواده خویش را به بهترین نحوی ادا کند، که از بدنی سالم و نیرومند برخوردار باشد.

هرچه اسلام به تربیت جسم و روح سفارش می نماید از طرفی دیگر مخالف آن یعنی کسالت را مذمت نموده است، امام صادق علیه السلام کسالت و بى قرارى را کلید بدی ها می داند: «از کسالت و بى قرارى بپرهیز؛ به درستى که آن ها کلید هر بدى اند؛ کسى که کسل است حقى را ادا نمى کند و کسى که بى قرار است بر حقى صبر نمى کند»[5]

پی نوشت:
[*] . الاسلام و الطب ص ۲۶۳
[1] . بحار الانوار  ج 72 ص 67
[2] . بحار الانوار ج 73، ص 323
[3] . مفاتیح الجنان، فرازی از دعای کمیل
[4] . بحار الانوار ج 70 ص 128
[5] . ابن شعبه حرانى، ص 296.
----------------------------------
مطالعه بیشتر در:
ورزش در اسلام/ ورزش و سلامت

۰ نظر
مجتبی کلانتری

ما همه سپاهی هستیم

به کوری چشم دشمنان ایران اسلامی : ما همه سپاهی و پاسدار وطن هستیم، قدرت موشکی و نظامی جمهوری اسلامی نه تنها قابل مذاکره نیست بلکه روز به روز افزایش می یابد. ان شاء الله

در اسلام یک اصل کلی داریم که در آیه ۱۶ سوره انفال آمده است : «وَ اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَ مِن رِباطِ الخَیلِ تُرهِبونَ بِه‌ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُم»[1] یعنی ای مسلمانان، تا آخرین حد امکان در برابر دشمن نیرو تهیه کنید. از طرف دیگر در سنت پیغمبر یک سلسله دستور رسیده است که در فقه به نام «سبق و رمایه» معروف است. در راستاى ترغیب به برنامه هاى آموزشى و نظامى در اسلام، نه تنها به مسأله آموزش تیراندازى و اسب سوارى تشویق شده (آمادگی نظامی) بلکه اجازه مسابقه و شرط بندى و برد و باخت را نیز در آن داده است. با اینکه اسلام در مسأله قمار و برد و باخت بسیار سخت گیر است، و آن را یکى از گناهان کبیره مى شمرد ولى این موضوع را به خاطر فلسفه هاى روشنى که دارد استثناء کرده است.[2] امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «فرشتگان به هنگام برد و باخت دور مى شوند و از آن نفرت دارند و صاحب آن را لعن مى کنند، مگر در مسابقات اسب سوارى و شترسوارى و تیراندازى».[3]

اسب دوانی و تیراندازی جزء فنون نظامی آن عصر بوده است. بسیار واضح است که ریشه و اصل قانون «سبق و رمایه»، اصل «و اعدّوا لهم ما استطعتم من قوه» است؛ یعنی تیر و شمشیر و نیزه و کمان و قاطر و اسب از نظر اسلام اصالت ندارد؛ آنچه اصالت دارد نیرومند بودن است. آنچه اصالت دارد این است که مسلمانان در هر عصر و زمانی باید تا آخرین حد امکان از لحاظ قوای نظامی و دفاعی در برابر دشمن نیرومند باشند. لزوم مهارت در تیراندازی و اسب دوانی جامه‌ای است که به تن لزوم نیرومندی پوشانیده شده است و به عبارت دیگر شکل اجرایی آن است. لزوم نیرومندی در مقابل دشمن قانون ثابتی است که از احتیاج ثابت و دائمی سرچشمه گرفته است.[4].

بنابراین معنای  آیه ۱۶ انفال این است که غافلگیر نشوید؛ معنایش این است که اگر چنانچه دشمنی به شما حمله کرد، شما بر اثر کمبود امکانات، کمبود سلاح و مهمّات، کمبود آمادگی، خسارت تحمّل نکنید، که خسارت شما خسارت ملّت است، خسارت شما خسارت اسلام است. [5]

پی نوشت:
[1] . سوره مبارکه انفال آیه 16
[2] . پیام قرآن،آیت الله العظمی مکارم،ص 347
[3] . وسائل الشیعه، جلد 13ص347
[4] . مجموعه آثار استاد مطهری، ج 19، ص 119
[5] . بیانات رهبر معظم انقلاب در فروردین 94.
----------------------------
مطالعه بیشتر در:
ضرورت تقویت بنیه دفاعی در آموزه های اسلامی

۰ نظر
مجتبی کلانتری

کتابت و نقل حدیث

قالَ رسول اللّه صلى الله علیه و آله: قَیِّدُوا العِلمَ . قیلَ: و ما تَقییدُهُ؟ قالَ: کِتابَتُهُ؛ علم را در بند کشید. عرض شد:  چگونه در بندش کنیم؟ فرمودند: با نوشتن[1]
پیامبرِ اکرم(صلی الله علیه و آله) با احادیثی مانند «علم را با نوشتنش، در بند کنید» و دیگر احادیث[2] بارها به نوشتن علم امر فرموده اند ؛ لذا این که منع از کتابت حدیث را به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نسبت داده اند اتهام به حضرت است که روایت متواتر آنرا را رد می نماید و نه تنها ایشان به کتابت احادیث تاکید کردند بلکه بعد از خود همراه با قرآن، تمسک به اهل البیت(علیهم السلام) و اطاعت از ایشان را واجب دانستند(احادیث اهل البیت را مانند فرمایشات و احادیث خود دانستند) در اصول کافی، از کتب اربعه و اصلی شیعه از قول حضرت آمده: من در میان شما دو چیز ارزشمند باقی می گذارم که اگر به آنها تمسک جوئید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم که اهل بیتم هستند. ای مردم بشنوید! من به شما رساندم که شما در کنار حوض بر من وارد می شوید، پس من از شما درباره رفتارتان با این دو یادگار ارزشمند سؤال خواهم کرد، یعنی کتاب خدا و اهل بیتم.[3] در کتب اهل سنت از جمله سنن نسائی از صحاح سته اهل سنت نیز این حدیث وارد شده است[4]
بر اساس شواهد تاریخی منع از کتابت حدیث در زمان خلیفه اول آغاز[5] و در زمان خلیفه ی دوم شدت یافت تا جائی که طى بخش نامه اى به تمام مناطق اسلامى نوشت: «هر کس حدیثى از پیامبر(صلی الله علیه وآله) نوشته، باید آن را از بین ببرد».[6] ؛ و چون سابقه ی دوستی با اهل کتاب داشت و می دانست که یهودیان غیر از تورات کتابی دارند که در آن اسرائیلیات بود و به آن مثناة یا مشناة می گفتند، او به بهانه اینکه قرآن به سرنوشت تورات گرفتار نشود چنین دستوری صادر نمود، از خلیفه ثانی نقل شده: مردمانی از اهل کتاب، کتابهایی در کنار کتاب خدا[تورات] نوشتند، و بعد همین امر سبب ترک کتاب خدا شد و من چیزی را که موجب محو کتاب خدا شود، در کنار آن نمی گذارم.[7] و این بهانه پوچ و بى اساس در واقع با انگیزه هاى سیاسى از هر گونه فعالیت مسلمانان در زمینه نقل و کتابت حدیث به شدت جلوگیرى نمودند زیرا برخی سنت و سخنان رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) را مانع بزرگی بر سر راه خود می دیدند؛ از این رو، چاره را در این دیدند که این مانع را از سر راه خود بردارند؛ زیرا می توانستند با کنار گذاشتن احادیث، قرآن را به دلخواه خود تأویل و تفسیر نمایند.[ تفسیر به رای همچنان در غیر شیعه رایج است] بله، «آنچه سبب منع از تدوین، نشر و نگارش حدیث پس از رحلت رسول ‏اکرم(صلی الله علیه و آله) گردید، همان چیزی است که مانع نگارش وصیت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در بستر احتضار گردید».[8]
این گونه روایات باعث میشد تا ملاک­های حکومت شرعی، دانسته‏ گردد و چشم و گوش مردم باز می شد و برای حکومت­ی که با غصب حاصل شده خطری عظیم محسوب می شد و البته همچنین بدلیل حسادتی که به اهل البیت(علیهم السلام) داشتند نمی خواستند احادیث فضائل ایشان بین مردم منتشر گردد و آن هم یکی از دلائل منع انتشار و کتابت حدیث بود.
 
پی نوشت:
[1]. منیة المرید، ص 340
[2]. کنزالعمال، ج 10، ص 258،
[3]. کلینی، کافی، ج ۱، ص ۲۹۴.
[4]. نسائی، السنن الکبری، ح ۸۱۴۸.
[5]. تذکره الحفاظ، ج 1، ص 3.
[6]. اضوأ على السنه المحمدیه، ص 43
[7]. تقییدالعلم، ص 49.
[8].ابحاث فی الملل و النحل، ج 1، ص60.
-----------------------------------------
مطالعه بیشتر در:
نقد و بررسی علل و انگیزه های منع نگارش حدیث

۰ نظر
مجتبی کلانتری

دنیا در آیات و روایات

امام موسی کاظم (علیه السلام) : مَثَل دنیا (و اموال و زیورآلات و تجمّلات آن) همانند آب دریا است که انسانِ تشنه، هر چه از آن بیاشامد بیشتر تشنه مى شود و آنقدر میل مى کند تا هلاک شود[*]
با بررسی آیات و روایات درمیابیم دنیا به دو قسم دنیای مذموم و ممدوح تقسیم بندی شده است ، مراد از دنیای مذموم و ناپسند ، دنیائی است که انسان را می فریبد و در خود غرق می نماید قرآن کریم می فرماید : فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَلَا یَغُرَّنَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ [1] پس زندگى دنیا شما را نفریبد و (شیطانِ) فریبکار، شما را نسبت به خدا فریب ندهد. امیرالمومنین امام علی (علیه السلام) نیز در مورد دنیا می‌فرمایند: دل بستگى به دنیا، عقل را فاسد مى ‏کند، قلب را از شنیدن حکمت ناتوان مى ‏سازد و باعث عذاب دردناک مى ‏شود. [2]
مراد از دنیای ممدوح و پسندیده دنیائی است که در مسیر آن رضایت الهی جلب شده و انسان در پی آن به کمالات معنوی خواهد رسید ، قرآن کریم می فرماید : وَ ابْتَغِ فِیما آتاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا وَ أَحْسِنْ کَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ [3] و در آنچه خداوند به تو داده است، سراى آخرت را جستجو نما و (در عین حال) بهره‌ات را نیز از این دنیا فراموش مکن و همان‌گونه که خداوند به تو احسان کرده است، تو نیز (از این ثروت به دیگران) احسان نما وبدنبال فساد در زمین مباش که خداوند، فسادگران را دوست نمى‌دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در حدیثی مشهور می فرماید «الدُّنْیَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَة» [4] حضرت دنیا را مزرعه آخرت معرفی می نماید که مومن با کشت در مزرعه دنیا در آخرت از آن استفاده کند.
شکی نیست دنیا وسیله ای برای رسیدن به مقامات عالیه اخروی است ولی این بدین معنا نیست که انسان باید برای کسب رضایت الهی دنیا را ترک گفته و برای آن کوشش ننماید ، امام رضا علیه السلام : لَیسَ مِنّا مَن تَرَکَ دُنیاهُ لِدِینِه وَ دینَهُ لِدُنیاه [5] از ما نیست آن که دنیاى خود را براى دینش و دین خود را براى دنیایش ترک گوید. از فرمایش حضرت واضح است که اسلام برای انسان هم دنیا را می خواهد هم آخرت و هرگز نمی پذیرد که مومن به بهانه آخرت دنیا را ترک بفرماید ، امیرالمومنین امام علی (علیه السلام ) می فرماید: «‌اِعْمَلْ لِدُنْیَاکَ کَأَنَّکَ تَعِیشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَداً» [6] برای دنیای خـودت چنان عمل کن که گویا در دنیا تا ابد زندگی می‌کنی؛ و برای آخـرت خـودت چنان عمل کن که گویا همین فردا می‌میری

پی نوشت :
[*] . تحف العقول ، ص ۲۹۲
[1] . سوره لقمان آیه 33
[2] . مستدرک الوسایل ج 12 ، ص41
[3] . سوره قصص آیه 77
[4] . مجموعه ورام، ج1، ص 183
[5] . بحارالانوار، ج 78، ص 346
[6] . مستدرک الوسائل ج1 ص146.
----------------------------------
مطالعه بیشتر در:
دنیا در قرآن

----------------------------------

آواتارهای حاضر در سایت ziaossalehin.ir ، کانال تلگرام t.me/tarh14 ، وبلاگ tarh14.tebyan.net ، وبلاگ http://tarh14.blog.ir وبلاگ http://mojtabakalantari.blog.ir ، اینستاگرام instagram.com/tarh14 ، ویسگون wisgoon.com/124000 ، نزدیکا nazdika.com و ... نیز بارگذاری شده است.

۰ نظر
مجتبی کلانتری

با چه کسی محشور می شویم؟

از دستوراتی که دین مبین اسلام و ائمه معصوم(علیهم السلام) برای در امان ماندن از فتنه های دوران و عاقبت بخیری فرموده اند تمسک به مهم ترین دستگیره ایمان و آن اصل تولی و تبری است، روزی رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) به یاران خود فرمود: کدام یک ازدستگیره های ایمان محکم تر است؟ عرض کردند: خدا و رسولش بهترمی دانند، بعضی از آنها گفتند نماز و بعضی زکات و بعضی روزه و بعضی حج وعمره و بعضی جهاد. حضرت فرمود: آنچه را که گفتید همه آنها مهم و دارای فضیلت است، ولی آنها محکمترین دستگیره ایمان نیستند، بلکه محکم ترین دستگیره ایمان عبارت است از دوست داشتن برای خدا(تولی) و دشمن داشتن برای خدا(تبری) دوستی با دوستان خدا و دشمنی بادشمنان خدا[1]
تولی و تبری با هم و در کنار هم هستند و یکی بدون دیگری ناقص و بی فایده است در منابع اسلامی آمده که دین همان دوستی و دشمنی در راه خداوند است، فضیل بن یسار به امام صادق(علیه السلام) عرض کرد که آیا حبّ و بغض از نشانه های ایمان است؟ آن حضرت فرمود: «هَلِ الإیمَانُ إلَّا الحُبّ وَ البُغض» آیا ایمان چیزی جز دوستی و دشمنی است؟[2]
آنچه مسلم است و آیات و روایات بر آن تاکید می کنند دوست داشتن و بیزاری مومن باید رنگ خدائی داشته باشد و نمی توان شخصی ادعای دینداری کند ولی محبت اهل کفر  یا فسق را در سینه بپروراند و یا مومنی را در دل دشمن بداند، امام صادق(علیه السلام) ملاک دینداری را دوستی و دشمنی در راه دین معرفی کرده است، ایشان می فرماید: هر کسی که دوستی و دشمنی اش در راه دین نباشد، او را دینی نیست.[3] و همچنین ایشان می فرماید: کسى که دوستى و دشمنى اش براساس دین نباشد، دین ندارد.[4]
دوستی در دنیا رابطه ی مستقیمی در هم نشین اشخاص در  قیامت دارد در واقع انسان هرآنچه را که در دنیا دوست داشته باشد و به آن مهر بورزد با او محشور خواهد شد، امیرالمومنین امام علی(علیه السلام) می فرماید: هر که ما را دوست بدارد، در روز قیامت با ما خواهد بود و اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، خداوند او را با آن محشور خواهد کرد[5]
نتیجه: مومن باید مواظب باشد دوستی و دشمنی چه اشخاصی را در سینه می پروراند، اگر توانست بخاطر خداوند خطای مومنی را ببخشد و او را دوست داشته باشد یا برعکس بخاطر خداوند دل از کافر یا فاسقی ببرد ایمان در وجودش رسوخ کرده مگرنه خیری در او نیست، امام باقر(علیه السلام) می فرماید: «اگر خواستی بدانی که در تو خیری هست یا نه؟ به دلت مراجعه کن، هرگاه دیدی اهل طاعت خدا را دوست و اهل معصیت خدا را دشمن می داری بدانکه در تو خیری هست و خدا هم تو را دوست دارد و اگراهل طاعت خدا را دشمن و اهل معصیت خدا را دوست می داری، در توخیری نیست و خدا تو را دشمن دارد و هرکسی همراه دوست خود می باشد».[6]
متاسفانه در جامعه امروز عده ای از گمراهان اشخاصی را مورد محبت و دوستی خود قرار می دهند که نه تنها مومن نیستند بلکه چه بسا محبوبیت آنها از بی بندباری و فسق آنهاست(برخی از خوانندگان، بازیگران و...) و از آن بدتر دیده شده حتی کفار و شیطان پرست ها(بازیگران و ورزشکاران خارجی و...) را دوست دارند که طبق احادیث بیان شده نتیجه اش آن می شود که با همان افراد محشور خواهند شد.

پی نوشت:
[1] . اصول کافی، ج 2، ص 125.
[2] . کلینی، کافی، ج 2، ص 125
[3] . وسائل الشیعة، ج 2، ص 177
[4] . کلینی، کافی، ج 2، ص 127
[5] . امالی صدوق، ص 209
[6] . کافی: ج 2، ص 126، 127.
---------------------------------------
مطالعه بیشتر در:
با کی محشور می شویم؟ مسی یا رونالدو؟

----------------------------------

آواتارهای حاضر در سایت ziaossalehin.ir ، کانال تلگرام t.me/tarh14 ، وبلاگ tarh14.tebyan.net ، وبلاگ http://tarh14.blog.ir وبلاگ http://mojtabakalantari.blog.ir ، اینستاگرام instagram.com/tarh14 ، ویسگون wisgoon.com/124000 ، نزدیکا nazdika.com و ... نیز بارگذاری شده است.

ادامه مطلب...
۰ نظر
مجتبی کلانتری