۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آواتار مذهبی» ثبت شده است

سال نو مبارک




سال نو مبارک

امام صادق (علیه‌السلام) به معلی بن خنیس که در روز نوروز خدمت ایشان رسید- آیا می‌دانی امروز چه روزی است؟
معلی گوید: عرض کردم: فدایت شوم، این نوروزی است که ایرانیان آن را گرامی می‌دارند و در آن به یکدیگر هدیه می‌دهند.
امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: سوگند به آن خانه‌ی کهن که در مکه است، این روز یک ریشه‌ی کهن دارد که من برایت توضیح می‌دهم تا آن را بدانی...
ای معلّی! روز نوروز، همان روزی است که خداوند در آن از بندگان پیمان گرفت تا او را بپرستند و چیزی را شریک او قرار ندهند و به فرستادگان و حجت‌های او و به امامان علیهم السلام ایمان بیاورند. نوروز نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد... هیچ نوروزی نیست مگر این که ما در آن روز منتظر فرج هستیم؛ زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست. ایرانیان آن را حفظ کردند و شما آن را از دست نهادید... نوروز نخستین روز از سال ایرانیان است. آنان در حالی که تعداشان سی هزار نفر بود زنده ماندند و زندگی کردند و ریختن آب در نوروز سنت شد...

منبع: میزان الحکمه، ج۹، ص۴۳۰۳ به نقل از بحارالانوارج 59ص 92 مستدرک الوسائلج 6 ص 3522.

۰ نظر
مجتبی کلانتری

چهارشنبه سوری


از نظر دین مبین اسلام، آئین و رسوم گذشتگان (قبل از اسلام) اگر حاوی مصادیق اخلاقی بوده و با دستورات دینی، اخلاقی و عقلی مغایرتی نداشته باشد با توجه به فرمایش امیرالمؤمنین امام علی (علیه الافُ التَّحیةِ والثَّناء): «آیین پسندیده ای را بر هم مریز که بزرگان این امتْ بِدان رفتار نموده اند و به وسیله آن، مردم به هم پیوسته اند، و رعیّت با یکدیگر سازش کرده اند؛ و آیینی مگذار که چیزی از سنّت های نیک گذشته را زیان رسانَد تا پاداش از آنِ نهنده سنّت باشد و گناه شکستن آن بر تو مانَد.» [1] مورد تائید اسلام است ولی اگر با این دستورات  مغاریت داشته باشد، طبق آیه: «وَ إِذا قیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ؛ و هنگامی که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید!» می گویند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می نماییم.» آیا اگر پدران آنها، چیزی نمی فهمیدند و هدایت نیافتند ( باز از آنها پیروی خواهند کرد)؟!»[2] تقلید ‌کورکورانه و خرافه پرستی محسوب شده و مورد سوال و انتقاد قرآن کریم قرار می گیرد.

در مورد چهارشنبه آخر سال موسوم به چهارشنبه سوری حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (اَدامَ اللهُ ظلَِه) می فرماید: «متاسفانه مساله ای که در ابتدا برای اظهار شادی کردن میان خانواده‌ها بوده، هم‌اینک منجر به انجام برخی مسائل خطرناک شده و برای بسیاری از مردم جامعه مشکل آفریده و همچنین برخی افراد خرابکار از این طریق مقاصد سیاسی خود را دنبال می‌کنند به همین دلیل ما انجام چنین مراسمی را مجاز نمی دانیم، این که شما در چنین مراسمی شب خوشی داشته باشید و با دوستان و خویشان خود شاد باشید کسی مخالف آن نیست؛ اما انجام آن مسائل، خرافی و خطرناک است که با آن باید مخالفت کرد.»[3]

یکی از اعمال غلط و غیر عقلائی که در دهه های اخیر در مورد چهارشنبه سوری باب شده استفاده از مواد محترقه و ایجاد اصوات مهیب در امکان عمومی است که علاوه بر خطرات جانی، مالی و ... که برای اشخاص دارد به جهت آزار مردم از موارد ایذاء مومن محسوب می گردد که بشدت توسط اسلام نهی شده است، پیامبر گرامی اسلام (صلى الله علیه و آله) می فرماید: «لا ضَررَ و لا ضِرارَ، مَن ضارَّ ضارَّهُ اللّهُ، و مَن شاقَّ شَقَّ اللّه ُ علَیهِ، ضرر و زیان زدن به خود و دیگرى جایز نیست (حرام است) . کسى که به دیگرى زیان وارد آورد، خداوند به او زیان رساند و کسى که دیگرى را به مشقّت اندازد، خداوند او را به مشقّت افکند.»[4] و همچنین می فرماید: «خَصْلَتَانِ لَیسَ فَوْقَهُمَا مِنَ الشَّرِّ شَی‏ءٌ الشِّرْکُ بِاللهِ وَ الضَّرُّ لِعِبَادِ الله، دو خصلت ناپسند است که بدتر از آنها نیست: شرک به خدا و آزار بندگان خدا.»[5]

پی نوشت:
[1]. نامه 53 نهج البلاغه
[2]. بقره آیه 170
[3]. آیت الله مکارم، درس خارج از فقه
[4]. میزان الحکمه ج6ص41
[5]. تحف العقول ص 56
----------------------------------
مطالعه بیشتر در:
چهارشنبه سوری

ادامه مطلب...
۰ نظر
مجتبی کلانتری

روز مهندس



پنجم اسفند ماه روز بزرگداشت فقیه، اندیشمند، ریاضیدان، منجم، پزشک،معمار ایرانی خواجه نصرالدین طوسی و روز مهندس گرامی باد.
خواجه نصیرالدین طوسی فقیه، شاعر، فیلسوف، متکلم، دانشمند، ریاضی دان و منجم ایرانی سده هفتم است، که به دلیل خدمات علمی گسترده ایشان، خصوصا در علم ریاضی، نجوم و هندسه، پنجم اسفند ماه روز تولد این دانشمند بزرگ ایرانی به عنوان روز مهندس نام گذاری شده است.[1]
مهندس در اصطلاح کسی است که در یکی از رشته‌ های مهندسی آموزش دیده‌ و یا به طور حرفه‌ای در آن رشته مشغول به کار باشد، مهندسان از فناوری، ریاضیات، و دانش برای حل مسائل کاربردی استفاده نموده و برای جامعه اسلامی از هر نظر سودمند و کارگشا هستند، در نتیجه با توجه به فواید علم مهندسی و فرمایش امیرالمومنین امام علی (علیه السلام): خَیرُ العِلمِ مانَفَعَ، بهترین علم آن است که مفید باشد.[2] علم مهندسی را می توان از جمله علوم مورد تائید اسلام دانست.

علم‌ مهندسی از جمله علومی‌ است که زمینه پیشرفت و قدرت[نظامی، اقتصادی، سیاسی] روز افزون جامعه اسلامی را مهیا می نماید و این همان دستوری است که به وسیله اسلام به مسلمانان داده شده است، امیرالمومنین امام علی (علیه السلام) می فرماید: عَلَیْکُمْ بِالْجِدِّ وَ الِاجْتِهَادِ وَ التَّأَهُّبِ وَ الِاسْتِعْدَاد؛ بر شما باد به تلاش و سخت کوشی و مهیا شدن و آماده شدن[3]

و این پیشرفت و قدرت با استقامت، شکیبائی و پارسائی حاصل می گردد، همچنان که امیرالمومنین امام علی (علیه السلام) در حدیثی می فرماید: الْعَمَلَ الْعَمَلَ ثُمَّ النِّهَایَةَ النِّهَایَةَ وَ الِاسْتِقَامَةَ الِاسْتِقَامَةَ ثُمَّ الصَّبْرَ الصَّبْرَ وَ الْوَرَعَ الْوَرَعَ إِنَّ لَکُمْ نِهَایَةً فَانْتَهُوا إِلَى نِهَایَتِکُم، کار کنید و آن را به پایانش رسانید و در آن پایداری کنید؛ آن گاه شکیبایی ورزید و پارسا باشید.[4]

و لازمه تمامی این پیشرفت ها رعایت تقوای الهی است آنچنان که امام حسن مجتبی (علیه السلام) می فرماید: اتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ وَ جِدُّوا فِی الطَّلَبِ وَ تُجَاهَ الْهَرَبِ وَ بَادِرُوا الْعَمَلَ قَبْلَ مُقَطَّعَاتِ النَّقِمَاتِ وَ هَاذِمِ اللَّذَّات، ای بندگان خدا! تقوا پیشه کرده و برای رسیدن به خواسته ها تلاش کنید و از کارهای ناروا بگریزید و قبل از آنکه ناگواری ها به شما روی آورند و نابود کننده لذات (مرگ) فرا رسد، به کار مبادرت ورزید[5] ان شاء الله

پی نوشت:
[1]. مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران
[2]. غررالحکم و دررالکلم ص 354
[3]. وسایل الشیعه ج 1، ص 92، ح 217
[4]. نهج البلاغة ص 252
[5]. تحف العقول ص 236 
---------------------------
مطالعه بیشتر:
روز مهندس

۰ نظر
مجتبی کلانتری

یلدا از نظر اسلام



رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) : زمستان بهار مؤمن است،از شبهاى طولانى‏ اش براى شب زنده دارى و از روزهاى کوتاهش براى روزه‏ دارى بهره مى‏ گیرد[*]
آداب و رسوم طولانی ترین شب سال که شب یلدا یا شب چله نام دارد ، یادگاری ارزشمند از نیاکان ما محسوب می گردد ، یلدا از غروب آخرین روز پاییز (۳۰ آذر) آغاز و تا طلوع آفتاب یعنی اولین روز زمستان (۱ دی) ادامه دارد.
از نظر دین مبین اسلام ، آئین و رسوم گذشتگان (قبل از اسلام) اگر حاوی مصادیق اخلاقی بوده و با دستورات دینی و اخلاقی مغایرتی نداشته باشد ، مورد تائید قرار دارد.
امیرالمؤمنین امام علی (علیه الافُ التَّحیةِ والثَّناء) در مورد سنن گذشتگان به جناب مالک اشتر (رَضِیَ اللهُ عنه) می فرماید : و لاتَنْقُضْ سُنّةً صالِحَةً عَمِلَ بها صدورُ هذِهِ الاُمَةِ وَ اجْتَمَعَتْ بِها الاُلْفَة وَ صَلُحَتْ علیها الرعِیَّةُ وَ لاتَحْدُثَنَّ سنّةً تَضُرُّ بشی‏ء مِنْ ماضی تلکَ السُّنَنِ فیکونُ الأجْرُ لِمَنْ سَنَّها وَالوِزْرُ علیکَ بِما نَقَضْتَ مِنها ؛ آیین پسندیده ای را بر هم مریز که بزرگان این امتْ بِدان رفتار نموده اند و به وسیله آن، مردم به هم پیوسته اند، و رعیّت با یکدیگر سازش کرده اند؛ و آیینی مگذار که چیزی از سنّت های نیک گذشته را زیان رسانَد تا پاداش از آنِ نهنده سنّت باشد و گناه شکستن آن بر تو مانَد. [1]
در نتیجه شب یلدا نیز چون حاوی رسوم ارزشمندی چون تکریم بزرگان ، صله رحم و .....  مورد تائید اسلام می باشد ، حضرت آیت الله جوادی آملی (دامَتْ برکاتُهُ) در مورد یلدا چنین می فرماید : "این واژه ، سریانی و به معنای «میلاد» است و چون شب یلدا را با تولد حضرت مسیح (سلام الله علیه) تطبیق می کردند آن را به این نام خواندند. چون ایرانیان این شب را شب تولد (میترا) مهر می دانستند آن را با تلفظ سریانی اش پذیرفتند و در واقع یلدا را با (noel)  اروپایی که در ۲۵ دسامبر تثبیت شده، معادل است، بنابراین نوئل اروپایی همان شب یلدا یا شب چله ایرانی است. ![2]
از سنت های شب یلدا ،شب نشینی و دید و بازدید و صله رحم است، چنان که بهره گیری علمی از فرصت آن با طرح مسایل علمی و تاریخی ، خواندن اشعار به ویژه شعر حافظ و تفال به اشعار حافظ و ... سنت دیگر آن است. مناسب است مومنان در چنین فرصت هایی با زوایای زندگی و سیره معصومان (علیهم السلام) در جهت رشد و کمال علمی و معنوی آشنا شوند [3]
می توان از مهم ترین رسوم شب یلدا ، رسم دید و بازدید و  صله رحم  آن دانست ، صله رحمی که طبق دستورات اسلام واجب شرعی محسوب می گردد ، امام على علیه السلام در مورد وجوب صله رحم می فرماید : اِنَّ صِلَةَ الرحامِ لَمِن موجِباتِ السلامِ وَ اِنَّ اللّهَ سُبحانَهُ اَمَرَ بِاِکرامِها وَ اِنَّهُ تَعالى  یَصِلُ مَن وَصَلَها وَ یَقطَعُ مَن قَطَعَها وَ یُکرِم مَن اَکرَمَها ؛ به راستى که صله رحم از واجبات اسلام است و خداى سبحان، امر فرموده که آن را گرامى بدارند و خداوند متعال با هر کس که صله رحم کند، رابطه برقرار مى کند و با هر کس که قطع رحم کند، قطع رابطه مى کند و هر کس که صله رحم را گرامى بدارد، گرامى اش مى دارد. [4]

پی نوشت:
[*].وسائل الشیعه ج۷ص۳۰۲
[1]. نامه 53 نهج البلاغه
[2]. لغت نامه دهخدا ، واژه یلدا
[3]. مفتاح حیاه ، آیت الله جوادی آملی ،ص 758
[4]. غررالحکم و دررالکلم ص405.
--------------------------
مطالعه بیشتر در :
آداب اسلامی ویژه شب یلدا

ادامه مطلب...
۰ نظر
مجتبی کلانتری

سلام



پیامبر اکرم (صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله) : إنَّ مِن موجِباتِ المَغفِرَةِ بَذلُ السَّلامِ وَ حُسنُ الکَلامِ یکى از موجبات مغفرت، سلام کردن و سخن نیکو گفتن است.[*]

دین مبین اسلام به تمامی ابعاد زندگی بشر توجه داشته و برخلاف اکثر ادیان ،  توجه خاصی به بُعد اجتماعی انسان دارد ، شهید مطهری (ره) در مورد توجه اسلام به بُعد اجتماعی انسان می فرماید : از آیات کریمه قرآن استفاده می شود  که اجتماعی بودن انسان در متن خلقت و آفرینش او پی ریزی شده است. [1]

یکی از دستورات اجتماعی اسلام در راستای ایجاد حاکمیت دوستی و محبت بین مسلمانان ، فرهنگ سلام و پاسخ (رد) سلام است ، قرآن کریم در سوره مبارکه انعام می فرماید : وَ إِذا جاءَکَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلی‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ ؛ هر گاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند ، به آنها بگو: «سلام بر شما پروردگارتان ، رحمت را بر خود فرض کرده هر کس از شما کار بدی از روی نادانی کند ، سپس توبه و اصلاح ( و جبران ) نماید ، ( مشمول رحمت خدا می شود چرا که ) او آمرزنده مهربان است.» [2] آری خداوند به پیامبر خود دستور می دهد که بر کسانی که ایمان آورده اند سلام کند و در آیه سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحیمٍ ، بر آنها سلام ( و درود الهی ) است این سخنی است از سوی پروردگاری مهربان! [3] بر مومنین سلام می دهد و در نهایت در آیه ؛ وَ إِذا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ حَسیباً ، و چون به شما تحیّت و درودی گفته شد شما تحیّتی نیکوتر از آن یا همانند آن را بگویید ، که بی تردید خداوند حسابرس همه چیز است. [4] به مومنین دستور می دهد جواب سلام را بهتر یا حداقل در همان حد پاسخ دهند بنابر این آیه و احادیث متواتر رد سلام واجب و سلام کردن مستحب می باشد ، رسول اکرم (صلى الله علیه و آله) می فرماید : السلامُ تَطَوُّعٌ ، و الرَّدُّ فَریضَةٌ  ، سلام کردن ، مستحب است و جواب سلام ، واجب  [5]

در پایان بحث باید افزود ، سلام یکى از نام‌هاى جلاله خداوند است که در قرآن در آیه هُوَ اللَّهُ الَّذی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ .... [6] این نام از جمله  نام های [صفات] خداوند آورده شده است و می توان چنین نتیجه گرفت که خداوند [و برگزیدگان خداوند] وسیله ارتباط بین مومنین است و روابط انسانی و اجتماعی را باید بر مبناى اعتقاد و ابراز محبت به ایشان شکل داد تا جامعه روز به روز به سوی کمال و محبت پیش رود.

برخی تحیت و سلام های رایج در کلام عرب که معمولا در متون کتبی فارسی نیز درون پرانتز بکار می روند عبارتند از :

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) :

صَلَّی اللهُ علیهِ و آلهِ و سلَّم
ترجمه: خداوند بر او و خاندانش درود و سلام می‌فرستد.

.............

معصوم (یک آقا) :

صلواتُ اللهِ و سلامُه علیهِ
ترجمه: درود و سلام خدا بر او باد
عَلَیهِ السَّلامُ
ترجمه: سلام بر او
سَلامُ اللهِ عَلَیهِ
ترجمه: سلام خداوند بر او
علیه الافُ التَّحیةِ والثَّناء
ترجمه: هزاران درود و سپاس بر او باد.
روحی له الفداء
ترجمه: جان من بقربان او

..........

معصوم (یک بانو) :

صلواتُ اللهِ و سلامُهُ عَلیها
ترجمه: درود و سلام خدا بر او باد
علیهَا السَّلام
ترجمه: بر او سلام
سَلامُ اللهِ عَلیها
ترجمه: سلام خداوند بر او باد.
روحی له الفداء
ترجمه: جان من بقربان او

..........

چند معصوم :

عَلیهِمَا السَّلام (۲ نفر معصوم بدون لحاظ جنسیت)
ترجمه: سلام بر آن دو نفر
عَلَیهِمُ السَّلامُ (۳ نفر معصوم یا بیشتر بشرط غلبه تعداد آقا)
ترجمه: سلام بر آن‌ها
سَلامُ اللهِ عَلَیهِم (۳ نفر معصوم  یا بیشتر بشرط غلبه تعداد آقا)
ترجمه: سلام خداوند بر آن‌ها

..........

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) :

ارواحُنا لَهُ الفِداء
ترجمه: جان‌های ما به قربان او باد.
روحی و ارواحُ العالَمینَ لِترابِ مَقْدَمِهِ الفِداء
ترجمه: جان من و جان همه جهانیان به فدای خاک قدمش.
عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشریف
ترجمه: خداوند متعال امر فرج شریف حضرت را تعجیل بدارد.

...........

یک پیامبر اولوالعزم :

عَلی نَبیِنا و آلهِ و عَلیهِ السلام
ترجمه: درود خدا بر پیغمبرمان و پیروانش و بر او

...........

یکی از اصحاب و یاران خاص ائمه معصوم (علیهم السلام)

رَضِیَ اللهُ عنه
ترجمه: خداوند از او راضی باد.

..........

یک عالم در قید حیات :

اَدامَ اللهُ ظلَِه
ترجمه: خدا سایه او را مستدام بدارد.
ادام اللهُ ظلَِه الوارفَ
ترجمه: خدا سایه پر برکت ایشان را مستدام بدارد.
مُدَّ ظِلُّه العالی  
ترجمه:سایه بلند او طولانی و مستدام باد.
دامَتْ برکاتُهُ
ترجمه: برکات (ثمرات) ایشان مستدام باد.
دامَتْ تأییداتُه
ترجمه: تأییدات الهی ایشان مستدام باشد.

............

چند (بیش از ۲ نفر) عالم در قید حیات :

دامَتْ برکاتُهُم
ترجمه: برکاتشان مستدام باد.

...........

یک عالم فوت شده :

قَدَّسَ اللهُ نَفسَهُ الزَّکیه
ترجمه: خداوند جان پاک او را مقدس بدارد.
قُدِّسَ سِرُّهُ الشَریف
ترجمه: تربت شریف او مقدس شده است.
رِضوانُ الله تعالی علیه
ترجمه: خشنودی خدای متعال بر او باد

..............

یک مرد متدین در قید حیات :

حَفَظَهُ اللهُ تعالی
ترجمه: خدا او را حفظ کند.
ایّده اللهُ تعالی
ترجمه: خدا متعال ایشان را تأیید کند.
زیدَ عِزُّهُ
ترجمه: عزت و سربلندی ایشان روز افزون باشد.

................

یک زن متدین در قید حیات :

زیدعِزُّها
ترجمه: عزت و سربلندی ایشان روز افزون باشد.

............

چند فرد متدین در قید حیات :

حفظهُما الله (۲ متدین)
حفظهُم الله (چند متدین)
ترجمه: خداوند انها را حفظ کند.

..........

یک آقا عالم یا مرد  متدین فوت شده :

رَحمَْةُ الله عَلیه
ترجمه: رحمت خدا بر او باد
رَحِمَهُ اللهُ
ترجمه: خداوند او را رحمت نماید.

.........‌

یک بانو عالمه یا خانم متدین فوت شده :

رحمة الله علیها
ترجمه: رحمت خدا بر او باد
رحَمِهَا اللهُ
ترجمه: خداوند او را رحمت نماید.

.........‌

پی نوشت :
[*]. نهج الفصاحه ص۳۴۲
[1]. جامعه و تاریخ ،مطهری ،ص21
[2]. آیه 54 سوره مبارکه انعام
[3]. آیه 58 سوره مبارکه یس
[4]. آیه 86 سوره مبارکه نساء
[5]. اصول کافى ج4 ص458
[6]. آیه 23 سوره مبارکه حشر

ادامه مطلب...
۰ نظر
مجتبی کلانتری

روز تربیت بدنی

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله): مؤمنی که قوی و نیرومند باشد از مؤمن ضعیف، بهتر و دوست داشتنی تر است[*]

26 مهر ماه روز تربیت بدنی و ورزش گرامی باد

مسلمان برای انجام وظایف خود از جمله انجام واجبات و کسب روزی حلال به جسم و روح سالم و قدرتمند نیازمند است،  اسلام در کنار توجه به روح آدمى، به آمادگى جسمانى نیز توجه نموده است، رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرماید: خوشبخت کسی است که اسلام را پذیرفته وبه قدر معاش خود در آمد دارد وقوای بدنش نیرومند است.[1] ازاین رو، شاهد تأکیداتى نسبت به ورزش هایى از جمله شنا، سوارکارى، تیراندازى و... مى باشیم، امام صادق علیه السلام شادابى و خرمى را در چند چیز مى داند و پیاده روى، اسب سوارى و شنا کردن را جزو آن ها برمى شمرد.[2]

سلامتی جسم بقدری با اهمیت است که ائمه علیهم السلام به مردم یاد داده اند برای سلامتی جسم دعا نمایند، امیرالمومنین امام علی علیه السلام در فرازی از دعای کمیل چنین دعا می فرماید: یارب، یارب، یارب، قو علی خدمتک جوارحی؛ پروردگارا! پروردگارا! پروردگارا! اعضاء وجوارح مرا، در راه خدمت به خودت، قوی ونیرومند گران.[3]

پیامبر گرامی اسلام (صلی علیه واله) درباره حق بدن بر انسان می فرماید: پروردگارت بر تو حقی دارد، و بدنت بر تو حقی دارد، و خانواده ات[نیز] بر تو حقی دارد.»[4] در این حدیث حق جسم در کنار حق خداوند در خانواده قرار داده شده این بدان معناست که زمانی انسان می تواند حق پروردگار و خانواده خویش را به بهترین نحوی ادا کند، که از بدنی سالم و نیرومند برخوردار باشد.

هرچه اسلام به تربیت جسم و روح سفارش می نماید از طرفی دیگر مخالف آن یعنی کسالت را مذمت نموده است، امام صادق علیه السلام کسالت و بى قرارى را کلید بدی ها می داند: «از کسالت و بى قرارى بپرهیز؛ به درستى که آن ها کلید هر بدى اند؛ کسى که کسل است حقى را ادا نمى کند و کسى که بى قرار است بر حقى صبر نمى کند»[5]

پی نوشت:
[*] . الاسلام و الطب ص ۲۶۳
[1] . بحار الانوار  ج 72 ص 67
[2] . بحار الانوار ج 73، ص 323
[3] . مفاتیح الجنان، فرازی از دعای کمیل
[4] . بحار الانوار ج 70 ص 128
[5] . ابن شعبه حرانى، ص 296.
----------------------------------
مطالعه بیشتر در:
ورزش در اسلام/ ورزش و سلامت

۰ نظر
مجتبی کلانتری

ما همه سپاهی هستیم

به کوری چشم دشمنان ایران اسلامی : ما همه سپاهی و پاسدار وطن هستیم، قدرت موشکی و نظامی جمهوری اسلامی نه تنها قابل مذاکره نیست بلکه روز به روز افزایش می یابد. ان شاء الله

در اسلام یک اصل کلی داریم که در آیه ۱۶ سوره انفال آمده است : «وَ اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَ مِن رِباطِ الخَیلِ تُرهِبونَ بِه‌ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُم»[1] یعنی ای مسلمانان، تا آخرین حد امکان در برابر دشمن نیرو تهیه کنید. از طرف دیگر در سنت پیغمبر یک سلسله دستور رسیده است که در فقه به نام «سبق و رمایه» معروف است. در راستاى ترغیب به برنامه هاى آموزشى و نظامى در اسلام، نه تنها به مسأله آموزش تیراندازى و اسب سوارى تشویق شده (آمادگی نظامی) بلکه اجازه مسابقه و شرط بندى و برد و باخت را نیز در آن داده است. با اینکه اسلام در مسأله قمار و برد و باخت بسیار سخت گیر است، و آن را یکى از گناهان کبیره مى شمرد ولى این موضوع را به خاطر فلسفه هاى روشنى که دارد استثناء کرده است.[2] امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «فرشتگان به هنگام برد و باخت دور مى شوند و از آن نفرت دارند و صاحب آن را لعن مى کنند، مگر در مسابقات اسب سوارى و شترسوارى و تیراندازى».[3]

اسب دوانی و تیراندازی جزء فنون نظامی آن عصر بوده است. بسیار واضح است که ریشه و اصل قانون «سبق و رمایه»، اصل «و اعدّوا لهم ما استطعتم من قوه» است؛ یعنی تیر و شمشیر و نیزه و کمان و قاطر و اسب از نظر اسلام اصالت ندارد؛ آنچه اصالت دارد نیرومند بودن است. آنچه اصالت دارد این است که مسلمانان در هر عصر و زمانی باید تا آخرین حد امکان از لحاظ قوای نظامی و دفاعی در برابر دشمن نیرومند باشند. لزوم مهارت در تیراندازی و اسب دوانی جامه‌ای است که به تن لزوم نیرومندی پوشانیده شده است و به عبارت دیگر شکل اجرایی آن است. لزوم نیرومندی در مقابل دشمن قانون ثابتی است که از احتیاج ثابت و دائمی سرچشمه گرفته است.[4].

بنابراین معنای  آیه ۱۶ انفال این است که غافلگیر نشوید؛ معنایش این است که اگر چنانچه دشمنی به شما حمله کرد، شما بر اثر کمبود امکانات، کمبود سلاح و مهمّات، کمبود آمادگی، خسارت تحمّل نکنید، که خسارت شما خسارت ملّت است، خسارت شما خسارت اسلام است. [5]

پی نوشت:
[1] . سوره مبارکه انفال آیه 16
[2] . پیام قرآن،آیت الله العظمی مکارم،ص 347
[3] . وسائل الشیعه، جلد 13ص347
[4] . مجموعه آثار استاد مطهری، ج 19، ص 119
[5] . بیانات رهبر معظم انقلاب در فروردین 94.
----------------------------
مطالعه بیشتر در:
ضرورت تقویت بنیه دفاعی در آموزه های اسلامی

۰ نظر
مجتبی کلانتری

کتابت و نقل حدیث

قالَ رسول اللّه صلى الله علیه و آله: قَیِّدُوا العِلمَ . قیلَ: و ما تَقییدُهُ؟ قالَ: کِتابَتُهُ؛ علم را در بند کشید. عرض شد:  چگونه در بندش کنیم؟ فرمودند: با نوشتن[1]
پیامبرِ اکرم(صلی الله علیه و آله) با احادیثی مانند «علم را با نوشتنش، در بند کنید» و دیگر احادیث[2] بارها به نوشتن علم امر فرموده اند ؛ لذا این که منع از کتابت حدیث را به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نسبت داده اند اتهام به حضرت است که روایت متواتر آنرا را رد می نماید و نه تنها ایشان به کتابت احادیث تاکید کردند بلکه بعد از خود همراه با قرآن، تمسک به اهل البیت(علیهم السلام) و اطاعت از ایشان را واجب دانستند(احادیث اهل البیت را مانند فرمایشات و احادیث خود دانستند) در اصول کافی، از کتب اربعه و اصلی شیعه از قول حضرت آمده: من در میان شما دو چیز ارزشمند باقی می گذارم که اگر به آنها تمسک جوئید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم که اهل بیتم هستند. ای مردم بشنوید! من به شما رساندم که شما در کنار حوض بر من وارد می شوید، پس من از شما درباره رفتارتان با این دو یادگار ارزشمند سؤال خواهم کرد، یعنی کتاب خدا و اهل بیتم.[3] در کتب اهل سنت از جمله سنن نسائی از صحاح سته اهل سنت نیز این حدیث وارد شده است[4]
بر اساس شواهد تاریخی منع از کتابت حدیث در زمان خلیفه اول آغاز[5] و در زمان خلیفه ی دوم شدت یافت تا جائی که طى بخش نامه اى به تمام مناطق اسلامى نوشت: «هر کس حدیثى از پیامبر(صلی الله علیه وآله) نوشته، باید آن را از بین ببرد».[6] ؛ و چون سابقه ی دوستی با اهل کتاب داشت و می دانست که یهودیان غیر از تورات کتابی دارند که در آن اسرائیلیات بود و به آن مثناة یا مشناة می گفتند، او به بهانه اینکه قرآن به سرنوشت تورات گرفتار نشود چنین دستوری صادر نمود، از خلیفه ثانی نقل شده: مردمانی از اهل کتاب، کتابهایی در کنار کتاب خدا[تورات] نوشتند، و بعد همین امر سبب ترک کتاب خدا شد و من چیزی را که موجب محو کتاب خدا شود، در کنار آن نمی گذارم.[7] و این بهانه پوچ و بى اساس در واقع با انگیزه هاى سیاسى از هر گونه فعالیت مسلمانان در زمینه نقل و کتابت حدیث به شدت جلوگیرى نمودند زیرا برخی سنت و سخنان رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) را مانع بزرگی بر سر راه خود می دیدند؛ از این رو، چاره را در این دیدند که این مانع را از سر راه خود بردارند؛ زیرا می توانستند با کنار گذاشتن احادیث، قرآن را به دلخواه خود تأویل و تفسیر نمایند.[ تفسیر به رای همچنان در غیر شیعه رایج است] بله، «آنچه سبب منع از تدوین، نشر و نگارش حدیث پس از رحلت رسول ‏اکرم(صلی الله علیه و آله) گردید، همان چیزی است که مانع نگارش وصیت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در بستر احتضار گردید».[8]
این گونه روایات باعث میشد تا ملاک­های حکومت شرعی، دانسته‏ گردد و چشم و گوش مردم باز می شد و برای حکومت­ی که با غصب حاصل شده خطری عظیم محسوب می شد و البته همچنین بدلیل حسادتی که به اهل البیت(علیهم السلام) داشتند نمی خواستند احادیث فضائل ایشان بین مردم منتشر گردد و آن هم یکی از دلائل منع انتشار و کتابت حدیث بود.
 
پی نوشت:
[1]. منیة المرید، ص 340
[2]. کنزالعمال، ج 10، ص 258،
[3]. کلینی، کافی، ج ۱، ص ۲۹۴.
[4]. نسائی، السنن الکبری، ح ۸۱۴۸.
[5]. تذکره الحفاظ، ج 1، ص 3.
[6]. اضوأ على السنه المحمدیه، ص 43
[7]. تقییدالعلم، ص 49.
[8].ابحاث فی الملل و النحل، ج 1، ص60.
-----------------------------------------
مطالعه بیشتر در:
نقد و بررسی علل و انگیزه های منع نگارش حدیث

۰ نظر
مجتبی کلانتری

دنیا در آیات و روایات

امام موسی کاظم (علیه السلام) : مَثَل دنیا (و اموال و زیورآلات و تجمّلات آن) همانند آب دریا است که انسانِ تشنه، هر چه از آن بیاشامد بیشتر تشنه مى شود و آنقدر میل مى کند تا هلاک شود[*]
با بررسی آیات و روایات درمیابیم دنیا به دو قسم دنیای مذموم و ممدوح تقسیم بندی شده است ، مراد از دنیای مذموم و ناپسند ، دنیائی است که انسان را می فریبد و در خود غرق می نماید قرآن کریم می فرماید : فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَلَا یَغُرَّنَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ [1] پس زندگى دنیا شما را نفریبد و (شیطانِ) فریبکار، شما را نسبت به خدا فریب ندهد. امیرالمومنین امام علی (علیه السلام) نیز در مورد دنیا می‌فرمایند: دل بستگى به دنیا، عقل را فاسد مى ‏کند، قلب را از شنیدن حکمت ناتوان مى ‏سازد و باعث عذاب دردناک مى ‏شود. [2]
مراد از دنیای ممدوح و پسندیده دنیائی است که در مسیر آن رضایت الهی جلب شده و انسان در پی آن به کمالات معنوی خواهد رسید ، قرآن کریم می فرماید : وَ ابْتَغِ فِیما آتاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا وَ أَحْسِنْ کَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ [3] و در آنچه خداوند به تو داده است، سراى آخرت را جستجو نما و (در عین حال) بهره‌ات را نیز از این دنیا فراموش مکن و همان‌گونه که خداوند به تو احسان کرده است، تو نیز (از این ثروت به دیگران) احسان نما وبدنبال فساد در زمین مباش که خداوند، فسادگران را دوست نمى‌دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در حدیثی مشهور می فرماید «الدُّنْیَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَة» [4] حضرت دنیا را مزرعه آخرت معرفی می نماید که مومن با کشت در مزرعه دنیا در آخرت از آن استفاده کند.
شکی نیست دنیا وسیله ای برای رسیدن به مقامات عالیه اخروی است ولی این بدین معنا نیست که انسان باید برای کسب رضایت الهی دنیا را ترک گفته و برای آن کوشش ننماید ، امام رضا علیه السلام : لَیسَ مِنّا مَن تَرَکَ دُنیاهُ لِدِینِه وَ دینَهُ لِدُنیاه [5] از ما نیست آن که دنیاى خود را براى دینش و دین خود را براى دنیایش ترک گوید. از فرمایش حضرت واضح است که اسلام برای انسان هم دنیا را می خواهد هم آخرت و هرگز نمی پذیرد که مومن به بهانه آخرت دنیا را ترک بفرماید ، امیرالمومنین امام علی (علیه السلام ) می فرماید: «‌اِعْمَلْ لِدُنْیَاکَ کَأَنَّکَ تَعِیشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَداً» [6] برای دنیای خـودت چنان عمل کن که گویا در دنیا تا ابد زندگی می‌کنی؛ و برای آخـرت خـودت چنان عمل کن که گویا همین فردا می‌میری

پی نوشت :
[*] . تحف العقول ، ص ۲۹۲
[1] . سوره لقمان آیه 33
[2] . مستدرک الوسایل ج 12 ، ص41
[3] . سوره قصص آیه 77
[4] . مجموعه ورام، ج1، ص 183
[5] . بحارالانوار، ج 78، ص 346
[6] . مستدرک الوسائل ج1 ص146.
----------------------------------
مطالعه بیشتر در:
دنیا در قرآن

----------------------------------

آواتارهای حاضر در سایت ziaossalehin.ir ، کانال تلگرام t.me/tarh14 ، وبلاگ tarh14.tebyan.net ، وبلاگ http://tarh14.blog.ir وبلاگ http://mojtabakalantari.blog.ir ، اینستاگرام instagram.com/tarh14 ، ویسگون wisgoon.com/124000 ، نزدیکا nazdika.com و ... نیز بارگذاری شده است.

۰ نظر
مجتبی کلانتری

با چه کسی محشور می شویم؟

از دستوراتی که دین مبین اسلام و ائمه معصوم(علیهم السلام) برای در امان ماندن از فتنه های دوران و عاقبت بخیری فرموده اند تمسک به مهم ترین دستگیره ایمان و آن اصل تولی و تبری است، روزی رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) به یاران خود فرمود: کدام یک ازدستگیره های ایمان محکم تر است؟ عرض کردند: خدا و رسولش بهترمی دانند، بعضی از آنها گفتند نماز و بعضی زکات و بعضی روزه و بعضی حج وعمره و بعضی جهاد. حضرت فرمود: آنچه را که گفتید همه آنها مهم و دارای فضیلت است، ولی آنها محکمترین دستگیره ایمان نیستند، بلکه محکم ترین دستگیره ایمان عبارت است از دوست داشتن برای خدا(تولی) و دشمن داشتن برای خدا(تبری) دوستی با دوستان خدا و دشمنی بادشمنان خدا[1]
تولی و تبری با هم و در کنار هم هستند و یکی بدون دیگری ناقص و بی فایده است در منابع اسلامی آمده که دین همان دوستی و دشمنی در راه خداوند است، فضیل بن یسار به امام صادق(علیه السلام) عرض کرد که آیا حبّ و بغض از نشانه های ایمان است؟ آن حضرت فرمود: «هَلِ الإیمَانُ إلَّا الحُبّ وَ البُغض» آیا ایمان چیزی جز دوستی و دشمنی است؟[2]
آنچه مسلم است و آیات و روایات بر آن تاکید می کنند دوست داشتن و بیزاری مومن باید رنگ خدائی داشته باشد و نمی توان شخصی ادعای دینداری کند ولی محبت اهل کفر  یا فسق را در سینه بپروراند و یا مومنی را در دل دشمن بداند، امام صادق(علیه السلام) ملاک دینداری را دوستی و دشمنی در راه دین معرفی کرده است، ایشان می فرماید: هر کسی که دوستی و دشمنی اش در راه دین نباشد، او را دینی نیست.[3] و همچنین ایشان می فرماید: کسى که دوستى و دشمنى اش براساس دین نباشد، دین ندارد.[4]
دوستی در دنیا رابطه ی مستقیمی در هم نشین اشخاص در  قیامت دارد در واقع انسان هرآنچه را که در دنیا دوست داشته باشد و به آن مهر بورزد با او محشور خواهد شد، امیرالمومنین امام علی(علیه السلام) می فرماید: هر که ما را دوست بدارد، در روز قیامت با ما خواهد بود و اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، خداوند او را با آن محشور خواهد کرد[5]
نتیجه: مومن باید مواظب باشد دوستی و دشمنی چه اشخاصی را در سینه می پروراند، اگر توانست بخاطر خداوند خطای مومنی را ببخشد و او را دوست داشته باشد یا برعکس بخاطر خداوند دل از کافر یا فاسقی ببرد ایمان در وجودش رسوخ کرده مگرنه خیری در او نیست، امام باقر(علیه السلام) می فرماید: «اگر خواستی بدانی که در تو خیری هست یا نه؟ به دلت مراجعه کن، هرگاه دیدی اهل طاعت خدا را دوست و اهل معصیت خدا را دشمن می داری بدانکه در تو خیری هست و خدا هم تو را دوست دارد و اگراهل طاعت خدا را دشمن و اهل معصیت خدا را دوست می داری، در توخیری نیست و خدا تو را دشمن دارد و هرکسی همراه دوست خود می باشد».[6]
متاسفانه در جامعه امروز عده ای از گمراهان اشخاصی را مورد محبت و دوستی خود قرار می دهند که نه تنها مومن نیستند بلکه چه بسا محبوبیت آنها از بی بندباری و فسق آنهاست(برخی از خوانندگان، بازیگران و...) و از آن بدتر دیده شده حتی کفار و شیطان پرست ها(بازیگران و ورزشکاران خارجی و...) را دوست دارند که طبق احادیث بیان شده نتیجه اش آن می شود که با همان افراد محشور خواهند شد.

پی نوشت:
[1] . اصول کافی، ج 2، ص 125.
[2] . کلینی، کافی، ج 2، ص 125
[3] . وسائل الشیعة، ج 2، ص 177
[4] . کلینی، کافی، ج 2، ص 127
[5] . امالی صدوق، ص 209
[6] . کافی: ج 2، ص 126، 127.
---------------------------------------
مطالعه بیشتر در:
با کی محشور می شویم؟ مسی یا رونالدو؟

----------------------------------

آواتارهای حاضر در سایت ziaossalehin.ir ، کانال تلگرام t.me/tarh14 ، وبلاگ tarh14.tebyan.net ، وبلاگ http://tarh14.blog.ir وبلاگ http://mojtabakalantari.blog.ir ، اینستاگرام instagram.com/tarh14 ، ویسگون wisgoon.com/124000 ، نزدیکا nazdika.com و ... نیز بارگذاری شده است.

ادامه مطلب...
۰ نظر
مجتبی کلانتری